عزاداری هیاتهای دانش آموزی


فهرست اسامي شهداي كربلا
الف-بني هاشم:
فرزندان اميراالمؤمنين(ع):
1-ابوبكربن علي(شهادت او مشكوك است). 2-جعفربن علي. 3-عباس بن علي(ابولفضل) 4-عبدالله بن علي. 5-عبدالله بن علي العباس بن علي. 6-عبدالله بن الاصغر. 7-عثمان بن علي. 8-عمر بن علي. 9-محمد الاصغر بن علي. 10-محمدبن العباس بن علي.
فرزندان امام مجتبي(ع):
11-ابوبكربن الحسن. 12-بشربن الحسن. 13-عبدالله بن الحسن. 14-القاسم بن الحسن.
فرزندان امام حسين(ع):
15-ابراهيم بن الحسين(آورده است). 16-عبدالله الرضيع(شير خوار). 17-علي بن الحسين الاكبر.
فرزندان عبدالله بن جعفر:
18-عبدالله بن عبدالله بن جعفر. 19-عون بن عبدالله بن جعفر. 20-محمدبن عبدالله بن جعفر.
فرزندان عقيل:
21-جعفر بن عقيل. 22-عبد الرحمان بن عقيل. 23-عبدالله الاكبر بن عقيل. 24-عبدالله بن مسلم بن عقيل. 25-عون بن مسلم بن عقيل. 26-محمد بن مسلم بن عقيل. 27-مسلم بن عقيل. 28-جعفربن محمد بن عقيل. 29-احمد بن محمد بن الهاشمي.
ب-ياران امام حسين بن علي(ع):
*1-ابراهيم بن الحضين الاسدي * 2-ابوالحتوف بن الحارث الانصاري *3-ابو عامر النهشي *4اسلم التركي(خدمتگذار امام) *5-ادهم بن اميه العبدي *6-اميه سعد الطاعي *7-انس بن الحارث الكاهلي *8-انيس بن معقل الاصبحي *9-بريربن خضيرالهمداني *10-بشر بن عبدالله الحضرمي *11-بكربن حي التيمي *12-جابر بن الحجاج التيمي *13-حبله بن الشيباني *14-جناده الحارث الهمداني *15-جناده بن كعب الانصاري *16-جندب بن حجير الخولاني *17-جون(خدمتگذار ابوذر غفاري) *18-جوين بن مالك التيمي *19-الحارث ابن امرء القيس الكندي *20-الحارث بن بنهان *21-الحباب بن الحارث 22-الحباب بن عامر الشعبي *23-حبشي بن قيس النهمي *24-حبيب بن مظاهر(يا مظهر) *25-الحجاج بن بدر السعدي *26-الحجاج بن مسروق الجعفي *27-الحر بن يزيد الرياحي *28-الحلاس بن عمروالراسبي *29-حنظله بن اسعد الشامي* 30-حنظله بن عمرو الشيباني *31-رافع مولي مسلم الازدي 32-زاهر بن عمرو الكندي *33-زهير بن بشر الخثعمي *34-زهير بن سليم الازدي *35-زهير بن القين البجلي *36-زياد بن عريب الصادي 37-سالم مولي بني المدينه الكلبي *38-سالم مولي عامر العبدي *39- سعد بن الحارث الانصاري *40-سعد،مولي غلي بن ابي طالب *41-سعد مولي عمرو بن خالد *42-سعيد بن عبدالله الحنفي *43-سلمان بن مظارب الجبلي *44-سليمان مولي الحسين(ع) *45-سوار بن منعم النعمي *46-سويد بن عمرو بن ابي المطاع *47-سيف بن الحارث الجابري *50-شوذب مولي بني شاكر *51-الضرغامه بن مالك *52-عائذ بن مجمع العائذي *53-عابس بن ابي شبيب الشاكري *54-عابر بن حساس بن شريح 55-عامر بن مسلم العبدي *56-عباد بن المهاجر الجهني *57-عبدالاعلي بن يزيد الكلبي *58-عبدالرحمن الارحبي *59-عبدالرحمن بن عبد ربه الانصاري *60-عبدالرحمن بن عروه الغفاري *61-عبدالرحمن بن مسعود التيمي *-62-عبدالله بن ابي بكر *63-عبدالله بن بشر الخثمي *64-عبدالله بن عروه الغفاري *65-عبدالله بن عمير بن حباب الكلبي *66-عبدالله بن يزيد الكلبي *67-عبدالله بن يزيد الكلبي * 68-عقبه بن سمعان *69-عقبه بن الصلت الجهني 70-عماره بن صلخب الازدي *71-عمران بن كعب بن حارثه الاشجي 72-*عمار بن حسان الطائي 73-عمار بن السلامه الدالاني *74-عمرو بن خالد عبدالله الجندعي *75-عمرو بن خالد الازدي *76-عمرو بن خالد الصيداوي *77-عمرو بن قرظه الانصاري *78-عمرو بن مطاع الجفي *79-عمرو بن جناده الانصاري *80-عمرو بن ضبيعه الضعبي *81-عمرو بن كعب،ابو ثمامه الصائدي *82-قارب مولي حسين(ع) *83-قاسط بن زهير التغلبي *84-القاسم بن حبيب الازدي *85-كردوس لتغلبي *86-كنانه بن عتيق التغلبي *87-مالك بن دودان *88-مالك بن عبدالله بن سريع الجابري *89-مجمع الجهني *90-مجمع بن عبدالله العائذي *91-محمد بن البشير الحضرمي *92-مسعود بن الحجاج التيمي*93-مسلم بن عوسجه الاسدي *94-محمد بن كثير الازدي *95-مقسط بن زهير التغلبي (احتمالآ مقسط بن عبدالله بن زهير) *96-منجح،مولي الحسين(ع) *97-الموقع بن ثمامه الاسدي *98-نافع بن هلال الجملي *99-نصر *100-النعمان بن عمرو الراسبي *101-نعيم بن عجلان الانصاري *102-واضح الرومي مولي الحارث السلماني *103-وهب بن حباب الکلبي *104-يزيد بن ثبيط العبدي *105-يزيد بن زياد بن مهاصر الکندي *106-يزيد بن مغفل الجعف
حال اگر افراد بني هاشم را به اين عدد بيافزاييم ، شمار شهداي کربلاء به 136 نفر خواهد رسيد. و با ذکر نام قيس بن مسهر صيداوي ، عبدالله بن بقطر و هاني بن عروه شمار شهداء کربلا از آغاز ماجرا تا پايان 139 نفر خواهد بود.
تاريخ کربلا در يک نگاه (گرد آورنده : آيت الله خوانساري )
جهتگيری در عزاداریهای امام حسين (ع) بايد به سوی تحكيم ايمان و روح تدين در مردم، آگاهیبخشی، گسترش روح شجاعت و غيرت دينی و جلوگيری از بیتفاوتی مردم باشد و اين معنای واقعی بزرگداشت قيام امام حسين (ع) است.

اَلحَياءُ مِنَ اللَّهِ يَمحوُ كَثيراً مِنَ الخَطايا امام علی (ع)
شرم از خداوند ، بسيارى از گناهان را پاك مىكند
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
کربلا حادثه ای نبود که بشریت سطحی از آن گذر کند، بلکه جریانی بود که در بستر تاریخی پنجاه ساله بعد از وفات نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در امت اسلامی شکل گرفت و پیام آن همان پیام اسلام با تمام ویژگی هایش است. همچنین همانگونه که مخاطب پیام اسلام همه انسانها و جوامع انسانی است مخاطب عاشورا نیز همه انسانها و جوامع ایشان است. در این مقاله برآنیم تا با مشخص کردن رابطه نهضت کربلا و ظهور اسلام به پیام های عاشورا پرداخته و سطوح مخاطبان آنرا مشخص کنیم.
پیام های کربلا چه بود؟ چرا باید یاد و نام عاشورا زنده بماند؟
چگونه عاشورا با نسلهای مختلف مردم در زمانها و مکانهای گوناگون و با فهم های متعدد و سنین گوناگون ارتباط برقرار می کند؟
نهضت کربلا و ظهور اسلام
برای اینکه ارتباط اسلام و نهضت حسینی را در یابیم باید نسبت رهبران و پیامها و مخاطبان آن را کشف کنیم. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم با دینی جهانی مبعوث شد و رسالت او جهانی بود «و ما ارسلناک الا کافه للناس»سبا/28 «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین»انبیا/107 بنابراین قلمرو پیام او جهانی است و رحمتی برای همه انسانها است. قلمرو پیام نهضت حسینی مخدود نیست، بلکه مخاطب اصیل آن انسان است و موید آن سخن وجود مبارک رسول اکرم است که «حسین منی و انا من حسین»(بحار الانوار، ج43ص261) درست است که حسین بن علی علیه السلام نوه پیامبر است ولی آن حضرت نوه های دیگری هم داشته اند که درباره آنها چنین تعبیری نفرمودند. بنابراین، سخن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به این معناست که کیان دین و نبوت و رسالت من با قیام حسین زنده است. از این رو پیام نهضت حسینی تا شعاع رسالت و نبوت رسول اکرم نفوذ دارد. (شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ص85)
معنای جهانی بودن یک مکتب، حفظ دو اصل جامع و کلی است یکی همگانی بودن به لحاظ افراد و دیگری همیشگی بودن به لحاظ زمان. بنابراین پیام نهضت عاشورا برای شیعیان سودمند است چون آنان امت امام حسین هستند. نیز برای قاطبه مسلمانان جهان مفید است زیرا همگی زیر ولایت اویند گرچه برخی به ولایت وی معتقد نیستند همچنین برای همه موحدان و اهل کتاب عالم سودمند است چون او پیام توحیدی دارد و «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئا»(آل عمران/64) همه موحدان مورد عنایت توحیدی آن حضرت هستند و سرانجام، برای همه جوامع بشری نفع دارد زیرا کربلا قیام انسانی را به همراه دارد. بنابراین هیچ انسانی از پیام نهضت کربلا محروم نیست و شعاع آن همه افراد بشریت را در بر می گیرد.(همان ص86)
بزرگترین سرمایه قیام و حرکت جامعه این است که در خودش احساس شخصیت کند و نسبت به سایر جوامع بی نیازی بورزد و برای خود فلسفه زندگی مستقلی داشته و بدان مباهات کند. پیامبر اکرم با آوردن اسلام مردم را زنده کرد به آنها ایمانی عطا نمود که آن ایمان به آنها شخصیت داد و همین شد که در درون آن عرب جاهل غارتگر این احساس پیدا شد که من باید دنیا را از اسارت و اطاعت غیر خدا نجات دهم و هیچ اهمیتی به گذشته خود نمی داد که چگونه بوده است. حسین نیز با نهضت خود شخصیت فراموش شده مسلمانان را احیا کرد که در سال بعد از واقعه عاشورا شاهد قیام توابین هستیم. پس روشن شد که با قیام او اسلام زنده شد. حادثه کربلا تجسم عملی اسلام است. برای همین می توان از ابعاد گوناگون آنرا مورد بررسی قرار داد: توحید و عرفان، حماسه، وعظ و خیر خواهی، اخلاق اسلامی و ...
پیام های عاشورا مطابق فطرت
جامعه انسانی دارای فرهنگ های متعدد است در این فرهنگها زبان های متعدد وجود دارد و از این جهت شیوه تفکر و تفهم اشیاء و نظرگاه های افراد با هم فرق می کند« یَأَیهَا النَّاس إِنَّا خَلَقْنَکم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثى وَ جَعَلْنَاکمْ شعُوباً وَ قَبَائلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» (حجرات/13) اما همه انسان ها از یک نفس واحد خلق شده اند و همه فرزند آدم و حوا هستند «یَأَیهَا النَّاس اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِى خَلَقَکم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنهَا زَوْجَهَا وَ بَث مِنهُمَا رَجَالاً کَثِیراً وَ نِساءً...»(نساء/1) از این جهت اصول ثابتی بر خواسته ها و نیازهای ایشان حاکم است و مشترکاتی دارند که نام آنرا فطرت می گذاریم و انسان براساس فطرت خلق شده « فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطرَت اللَّهِ الَّتى فَطرَ النَّاس عَلَیهَا لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِک الدِّینُ الْقَیِّمُ...»(روم/30) بشر یک فطرت دارد که آن فطرت دینی است و دین هم اسلام است و اسلام هم یک حقیقت است از آدم تا خاتم زیرا هیچگاه در قرآن از ادیان نام برده نشده بلکه دین حنیف مورد نظر قرآن است. آنچه پیغمبر می فرماید همان اسلام واقعی است و همان فطرت واقعی، و فطرت واقعی یعنی همان رنگی که خدا در متن خلقت به روح و روان ما زده است « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نحْنُ لَهُ عَبِدُونَ» (بقره/138) در فطرت انسان حنیفیت وجود دارد یعنی انسان در جستجوی حقیقت است.
پیام و رسالت پیامبران بر اساس فطرت انسان و پرورش اوست و قرآن کتابی است که با فطرت بشر سخن می گوید مثلا در جایی که از انسان سوال می کند که « هَلْ جَزَاءُ الاحْسنِ إِلا الاحْسنُ» (الرحمن/60) جواب را از نهاد و فطرت انسان می خواهد. پیامهای عاشورا نیز مخاطبش انسان است و فطرت انسان یا همان وجدانیات او را برمی انگیزاند لذا مخاطب عاشورا همانطور که ذکر شد، البته باتوجه به مراتب انسانها، همه بشریت است.
حقیقت عاشورا و پیام آن روشن است اما ثابت نیست بلکه در زمان سیر می کند و به فهم بشریت نائل می گردد و انسان می تواند با الهام از آن حقیقت برنامه زندگی خود را پی ریزی کند و به سعادت و رشد خود دست یابد.
پیام و ویژگی های آن
ساختار پیام از سه عنصر رمز(نشانه) و محتوا و نحوه ارائه تشکیل شده است.(ارتباط شناسی ص190) یعنی برای رسیدن پیام از فرستنده به گیرنده سه مشخصه در آن مورد توجه است یکی محتوای پیام است دوم نشانه و نمادی که برای معرفی این محتوا به کار برده می شود و سوم روشی است که فرستنده برای فرستادن نشانه به گیرنده اتخاذ می کند و هر سه این مشخصه ها در میزان هماهنگی فهم گیرنده با آنچه که مورد نظر فرستنده است تاثیر بسزایی دارد و لذا یکی از سرفصل های مهم در مبحث پیام عواملی است که می توانند تاثیرهای مطلوب و مورد نظر را منتج شوند. شهید مطهری عوامل و شروط موفقیت یک پیام را چنین تقسیم بندی می کنند: ماهیت و محتوای پیام، وسایل و ابزار پیام رسانی، کیفیت و اسلوب رساندن پیام، شخصیت خاص پیام رسان.(حماسه حسینی جلد1)
کد و نشانه عبارت است از هر گروه از نمادها که بتوانند به شیوه ای ساخته شوند که برای برخی از افراد به اصطلاح معنی دار باشد.(ارتباط شناسی، ص192) به عبارت دیگر علامتهایی که برای عده ای از افراد از پیش تعیین شده است و در برخورد با آن یک مفهوم مشترک در همه بوجود می آید. این علایم می تواند بصورت هم قراردادی و هم غیر قراردادی یعنی طبیعی و تصویری باشد.(همان،194) برای شناخت نمادها و نشانه های پیام های عاشورا باید به لغات و عبارات و عملکردهای سردمدار قیام کربلا، سیدالشهدا علیه السلام و مبلغان بعد از واقعه یعنی حضرت زینب سلام الله علیها و امام زین العابدین علیه السلام توجه کرد که این کار خود تحقیقی جامع می طلبد و در این اندک نمی گنجد.
مطالب درون پیام که به وسیله منبع برای بیان هدف او انتخاب شده است را محتوای پیام گویند که خود نیز از عناصر و ساختار بهره مند است.(همان،220) چگونگی کنار هم قرار گرفتن اجزای پیام ساختار محتوایی آن را بوجود می آورد و باید بررسی کرد که چه محتوای پیامی برای گیرندگان آن جذابیت بیشتری دارد. شرط بسیار مهم برای موفقیت یک پیام به غنی بودن و قدرت معنوی خود پیام و حقانیت خود پیام مربوط است. پیام باید به گونه ای باشد که جاذبه آن عقل انسان را به سوی خود بکشد و همچنین احساسات عالی و رقیق بشر را اشباع کند و هماهنگ با نیازهای مختلف زندگی انسان باشد.(حماسه حسینی،ج1ص325)
برای یافتن و فهم محتوای پیام های نهضت عاشورا باید به حماسه ساز آن یعنی اباعبدالله علیه السلام مراجعه کنیم و سخنان و خطبه ها و عملکردهای او را از مدینه تا کربلا مورد بررسی قرار دهیم و همان چیزی است که ما در این نوشته دنبال آن هستیم.
همچنین باید ببینیم مردمی که مورد خطاب نهضت و قیام کربلا قرار گرفتند چه وضعی از نظر گرایشات مذهبی، خواسته ها و تمایلات، سطح شعور و آگاهی، و درک فجاعت این واقعه را داشتند که البته برای این امر به تحقیق تاریخی مفصلی احتیاج است.
نحوه ارائه پیام عبارت است از تصمیمهایی که منبع ارتباط (فرستنده پیام) برای انتخاب و تنظیم و ترتیب کدها و محتوا می گیرد.(همان،224) فرستنده بعد از اینکه برای محتوای پیامهایش کدها و نشانه ها را انتخاب کرد حال باید به آنها فرم و شکل دهد و به شیوه ای خاص آن را ارسال کند.
در نهضت عاشورا نحوه ارائه پیام از سوی یاران اباعبدالله علیه السلام نشان دهنده میزان پایبندی ایشان به امام خویش است زیرا این عنصر از پیام تاثیر بسزایی در معلوم کردن شخصیت فرستنده دارد. هنگام رمز خوانی پیام برای گیرنده سوالات متعددی پیش می آید از جمله هدف منبع چه بوده است؟ مهارتهای ارتباطی او، نگرش او نسبت به ما، آگاهی او، پایگاه اجتماعی او چیست؟ چه آدمی این پیام را فرستاده و از ما چه انتظاری دارد؟... که جواب اینگونه سوالات در همان صحنه کربلا برای کسانی که مقابل اباعبدالله علیه السلام ایستاده بودند به نگارش تاریخ معلوم بوده زیرا بارها اباعبدالله علیه السلام و یارانشان حجت را بر آنها تمام کردند.
برای رساندن یک پیام حق باید مراقب بود که دچار افراط و تفریط نشویم. عده ای می گویند چون هدف، مقدس است می توانیم از هر وسیله ای مشروع یا نامشروع برای رسیدن به آن هدف استفاده کنیم چنین اصلی مطرود است زیرا ما اگر بخواهیم برای یک هدف مقدس قدم برداریم فقط از یک وسیله مقدس یا حداقل از یک وسیله مشروع می توانیم استفاده کنیم کسانی که ادعای فوق را در مورد عاشورا و واقعه کربلا مطرح می کنند کسانی هستند که خود همان وسیله برایشان هدف است. از طرف دیگر هده ای هم حتی به استفاده از وسایل مشروع هم راضی نمی شوند و می گویند فقط باید به همان روش قدیم تبلیغ کرد. این خشک مغزیها دیگر بی مورد است و نباید چیزی را که مانند استفاده از بلندگو که حرام نیست و مشروع است به صورت امری نامشروع و حرام جلوه داد. اگر در تاریخ اسلام ملاحظه و دقت شود می بینیم که قرآن کریم و معصومین علیهم السلام نیز از وسایلی چون فصاحت، بلاغت، صوت زیبا و شعر برای رساندن پیام اسلام کمک گرفته اند. (حماسه حسینی،ج1ص328)
شهید مطهری در مورد شخصیت خاص پیام رسان می فرماید یک پیام رسان خوب باید واجد دو شرط باشد اول اینکه ماهیت پیام را بخوبی بشناسد آن هم به طور شناخت مجموعی نه شناخت قسمتهای جدا جدا. و دوم اینکه باید شخص در به کارگیری وسایل و ابزار و روشهای تبلیغ مهارت داشته باشد.( حماسه حسینی،ج1ص417)
