بیانات مقام معظم رهبری درروز عید مبعث
هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت
ناامنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.
((مقام معظم رهبری))
هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت
ناامنی سوق دهد از نظر عموم ملت ایران، انسان منفوری است.
((مقام معظم رهبری))
آشكارتر شدن نقش سيا در آشوب هاي اخير اغتشاشگران در ايران توسط بنياد آلبرت انيشتين آموزش ديده اند
يك نويسنده مشهور غربي با اشاره به نقش سازمان جاسوسي آمريكا در انقلاب هاي رنگين در برخي از كشور هاي جهان اعلام كرد كه اغتشاشگران درحوادث اخير ايران توسط بنياد آلبرت انيشتين وابسته به اين سازمان آموزش ديده اند.
به گزارش فارس، تري ميسان محقق و پژوهشگر فرانسوي و مدير پايگاه خبري - تحليلي «ولترنت » در مقاله اي تحليلي به عملكرد موسسه «آلبرت انيشتين » در نقاط مختلف دنيا، از ليتواني تا صربستان و از ونزوئلا تا اوكراين، حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران و همچنين «جين شارپ » معلم كودتاهاي مخملي پرداخته است.
بنا به نوشته ميسان، روش هاي بدون خشونت در اقدامات سياسي مي تواند در هر زمينه اي به كار رود. در حقيقت طي دهه 80 بود كه ناتو پس از يورش ارتش سرخ به امكان سازماندهي نيروي مقاومت در اروپا توجه نشان داد. در همين حال، اكنون 15 سال از زماني كه سازمان سيا استفاده از روش هاي بدون خشونت براي سرنگوني دولت هاي محكم را آغاز كرد مي گذرد و اين سازمان در حالي با استفاده از چنين روش هايي بدون آنكه خشم و مخالفت جامعه جهاني برانگيزد به اهداف خود مي رسد، كه منبع ايدئولوژيكي آن «جين شارپ» فيلسوف بنياد «آلبرت انيشتين » است.
بنابراين گزارش، اگرچه اين نظريه براي عموم مردم ناشناخته است اما جين شارپ، آن را در رابطه با روش هاي بدون خشونت به عنوان يك سلاح سياسي مطرح كرده است.همچنين وي دست كم طي 15 سال اخير به ناتو و سپس سيا در آموزش رهبران كودتاهاي نرم كمك كرده است.
جين شارپ از دهه 50 به مطالعه تئوري نافرماني مدني «هنري توراي» و «ماهاتما گاندي »، پرداخت. اگرچه فرمانبري و نافرماني در ديدگاه اين دو وابسته به مسايل معنوي و ديني بود اما به هر حال نتايج سياسي در پي داشت.
« تري ميسان » مدير پايگاه خبري «ولترنت » در ادامه مي نويسد: سال 1983، شارپ برنامه تحريم هاي غيرخشونت آميز را در مركز امور بين الملل دانشگاه هاروارد، طراحي كرد. جايي كه وي پيش از آن مطالعاتي را در زمينه علوم اجتماعي و در رابطه با امكان استفاده از نافرماني مدني توسط مردم اروپاي غربي به هنگام حمله نظامي نظاميان پيمان ورشو،انجام داده بود.
همزمان شارپ، بنياد آلبرت انيشتين را با دو هدف در بوستون آمريكا تاسيس كرد. هدف اول تامين مالي امور تحقيقاتيش بود و هدف ديگر نيز اجرايي كردن مدل هايش در وضعيت هاي ثابت و به خصوص بود.
اين نويسنده مقالات تحليلي-سياسي مي افزايد: در سال 1985، شارپ كتابي را با نام « شكست ناپذير ساختن اروپا »، منتشر كرد كه ويرايش بعدي آن شامل مقدمه اي از « جورج كنان پدر» جنگ سرد هم مي شد.
ميسان ادامه مي دهد: سال 1987 بود كه «بنياد آمريكايي صلح»، اقدام به تامين مالي بنياد آلبرت انيشتين كرد و سمينارهايي را نيز با هدف تعليم مسايل دفاعي نافرماني مدني با متحدانش برگزار كرد.
اين كارشناس مسايل سياسي در ادامه با اشاره به چگونگي همكاري بنياد آلبرت انيشتين با سازمان هاي جاسوسي مي نويسد: ژنرال «ادوارد بي اتكسون » كه به دليل سابقه رياستش بر سيا معروف است، بنياد آلبرت انيشتين را به عنوان شبكه مخفي دخالت آمريكا در كشورهاي متحد ثبت كرد و در نهايت روش هاي غيرخشونت آميز به عنوان روش هايي ملايم و مشابه دموكراسي شناخته شد كه مناسب انجام عمليات هاي سري ضد دموكراتيك بود.
اين گزارش مي افزايد: سال 1989 و زماني كه بنياد آلبرت انيشتين مشهور شد، جين شارپ شروع به راهنمايي جنبش هاي ضد كمونيستي كرد. وي همچنين در ايجاد «اتحاد دموكراتيك برمه » كه شامل ائتلاف برجستگان ضد كمونيستي مي شد و همچنين در بوجود آمدن « حزب دموكراتيك پيشرو تايوان » مشاركت داشت. اين در حالي است كه حزب دموكراتيك پيشرو تايوان خواستار استقلال اين جزيره از چين كمونيست بود، اتفاقي كه آمريكا بطور رسمي با آن مخالفت كرده بود.
مدير ولترنت مي نويسد: شارپ همچنين مخالفين تبتي را تحت «دالاي لاما » متحد كرد و كوشيد تا گروه معاندي را در سازمان آزادي بخش فلسطين ايجاد كند تا به واسطه آن بتواند ملي گرايان فلسطيني را وادار به توقف مبارزه كند. و براي اين كار تدابير لازم را نيز با سرهنگ «رويون گال» مدير بخش عمليات هاي رواني ارتش اسرائيل ديده بود تا آنها را بطور مخفيانه در سفارت آمريكا در تل آويو آموزش دهند.
بنابراين گزارش،وقتي كه آمريكايي ها متوجه شدند بنياد آلبرت انيشتين تا چه اندازه مي تواند مفيد باشد،سرهنگ «رابرت هالوي » را نيز وارد اين بازي كردند.هالوي،متخصص عمليات هاي سازمان هاي مخفي و رئيس سابق مدرسه آموزشي وابسته نظامي سفارت هاي آمريكا بود.
ميسان سپس با اشاره به همكاري شارپ و هالوي، در آموزش گروه هاي مخالف برمه در راستاي منافع آمريكا مي نويسد: با توجه به اينكه هالوي طي سال هاي 1983 تا 1985وابسته نظامي سفارت آمريكا در «رانگون » بود، و افراد زيادي را نيز مي شناخت به سازمان دهي يك ديكتاتوري كمك كرد. او با انجام يك بازي دوگانه همزمان يك حركت كلاسيك نظامي براي حمايت نيروهاي مقاومت «كارن» را نيز مديريت كرد كه اين عمل نيز با تامين تسليحات و كنترل يك سري چريك هاي مسلح كوشيد تا در راستاي خواست واشنگتن، نظاميان بروما را تحت فشار قرار دهد.
اين كارشناس مسايل سياسي در ادامه مطلب خود با اشاره به نقش پررنگ شارپ در اجراي سياست هاي آمريكا نوشت: از آن زمان تا كنون، شارپ هرجايي كه منافع آمريكا به خطر بيافتد، حاضر مي شود. بطوريكه در ژوئن 1989، او و دستيارش، «بروس جنكيس » دو هفته پيش از وقايع «تيان آن من » به پكن رفتند و در نهايت نيز توسط مامورين امنيتي چين از اين كشور اخراج شدند.
اين گزارش مي افزايد: فوريه 1990، بنياد آلبرت انيشتين كنفرانسي را در رابطه با تحريم هاي غيرخشونت آميز برپا كرد كه 185 متخصص را از 16 كشور مختلف در آن شركت كردند.
در حقيقت اين كنفرانس شروع نهضت جهاني ضد كمونيستي براي مشاركت دادن مردم در فعاليت هاي غيرخشونت آميز بود.
گزارش ولترنت با اشاره به اين مطلب كه پرفسور « توماس شلينگ » اقتصاد دادن و مشاور مشهور سيا نيز به شوراي اجراي بنياد آلبرت انيشتين، پيوست مي نويسد: در اين زمان بود كه كشورهاي بالتيك ادعاي استقلال كردند اما با آزمايشي كه «گورباچف » براي سنجش مقاومتشان انجام داد، آنها مجبور شدند تصميمشان را دو تا سه سال به تعويق بياندازند تا در رابطه با مطالبات خود به مذاكره بپردازند.
اين كارشناس مسايل سياسي مي نويسد: اكتبر 1990، جين شارپ و تيمش به سوئد سفر كردند و چند فعال سياسي ليتواني را براي سازمان دهي مقاومت هاي مردمي عليه ارتش سرخ، آموزش داد. ماه ها بعد يعني در ماه مي 1991، هنگامي كه بحران تشديد شد و گورباچف مجبور به استقرار نيروهاي ويژه شد، جين شارپ مشاور حزب جدايي طلب« ساجوديس » بود و روابط نزديكي نيز با « ويتاتاس لندسبرگيس» داشت.
اين گزارش با بيان نقش كليدي شارپ در جنبش هاي جدايي طلب، مي افزايد: در ژوئن 1992، « اودريوس بوتكويسوس » وزير دفاع خودمختار ليتواني، نشستي براي تشكر از نقش كليدي بنياد آلبرت انيشتين طي روند استقلال كشورها بالتيك برگزار كرد.
ميسان مي نويسد: هنگامي كه ايالات متحده تجديد تسليحاتش را در سال 1998 آغاز كرد، بنياد آلبرت انيشتين بخشي از راهبرد توسعه طلبانه آمريكا شد و ايدئولوژي و روش هايي را براي «اوتپر »( به معناي مقاومت)، كه گروهي از مخالفان جوان« اسلوبدان ميلوسويچ» بود، ارايه كرد. همزمان وي در كوزوو اقدام به آموزش « ابراهيم روگورا » كرد كه البته طي جنگ كوزوو، فايده اي براي واشنگتن نداشت.
پس از آن اوتپر سريعا به عنوان گزينه اي براي براندازي «ميلوسويچ» كه به مقاومت در برابر ناتو معروف بود، مطرح شد. در اين زمان سرهنگ هالوي سران اوتپر را طي سمينارهايي كه در هتل « هيلتون » بوداپست برگزار مي شد، آموزش داد تا نهايتا ميلوسويچ در اكتبر 2000 وادار به استعفا شد.
بنابراين گزارش، در سپتامبر 2002، جين شارپ به لاهه هلند رفت تا اعضاي « شوراي ملي عراق » را كه آماده بودند به همراه ارتش آمريكا به كشورشان بازگردند، آموزش داد.
در سپتامبر 2003، اين بنياد آلبرت انيشتين بود كه به مخالفين دولت گرجستان توصيه كرد تا نسبت به نتايج انتخابات شبهه ايجاد كنند و با انجام حركت هاي اعتراضي طي انقلاب سرخ گرجستان، « ادوارد شواردنادزه » را وادار به استعفا كنند.
گزارش ولتيرنت در ادامه با اشاره به شكست طرح شارپ در رابطه با ونزوئلا مي نويسد: شكست كودتاي سازمان دهي شده توسط سيا عليه ونزوئلا در آوريل سال 2002 در حالي اتفاق افتاد كه جين شارپ و تيمش، سرپرستي سران «سوماتت » را طي اعتراضات آگوست سال 2004 به عهده داشتند و همانند دفعه قبل تنها كاري كه معترضان بايد انجام مي دادند ايجاد شبهه در نتيجه انتخابا ت و طرح درخواست استعفاي رييس جمهور بود. آنها كاري كردند تا طبقه سرمايه داري ونزوئلا به خيابان ها بريزند اما دولت مردمي چاوز بسيار قدرتمند بود. در نتيجه ناظران بين المللي و ديگر گروه ها چاره اي جز پذيرش پيروزي هوگو چاوز نداشتند. اين گزارش مي افزايد: جين شارپ در بلارس و زيمباوه نيز نتوانست به تعداد كافي معترض استخدام و به آنها آموزش دهد. ميسان با تاكيد به نقش شارپ در بروز انقلاب نارنجي اوكراين در نوامبر 2004، به حضور سرهنگ رابرت هاالوي در كيف، پايتخت اوكراين، اشاره مي كند.
جالب توجه اينكه نويسنده اين مقاله تحليلي چهار سال پيش در رابطه با تلاش آمريكا براي ايجاد انقلاب مخملي در ايران مي نويسد: نهايتا بايد به اين نكته اشاره كنيم كه بنياد آلبرت انيشتين آموزش آشوبگران ايراني را نيز آغاز كرده است.
IQ به ما مي گويد: چه کار, مي توانيم ,انجام دهيم. اما EQ به ما مي گويد: چه کاري را, بايد انجام دهيم.وبهترين عمل و عکس العمل در مواجه با مسائل چه مي تواند باشد.
فرق اين دو در اين است.
مثال : ما خيلي راحت ميتوانيم حقوقمان را خرج کنيم ,وبه خواسته هاي دلمان برسيم (مگر دنيا چند روزاست!!...,)بدون در نظر داشتن عواقب آن:بي پولي آخر ماه.,دست دراز کردن جلو ديگران (وپل زدن براي اينکه آبرو از روي آن ردشود!.)درمانده شدن به هنگام بروز اتفاقات غير منتظره....
يا مثالي ديگر:گذراندن وقت هر طور که دلمان مي خواهد (که اگر IQ بالايي هم داشته باشيم )چه بهتر ! تفريحاتي را شکل مي دهيم که حسا بي لذت ببريم .تفريح اصلا مضموم نيست .اما بالاخره اين تفريحات خرج دارند امکانات نياز دارند اينجاست که EQ وارد ميشود و مي گويد بايد برنامه ريزي کرد :زماني براي تحصيل ,زماني براي کار و اوقاتي هم صرف تفريح .آيا اين بهتر نيست؟
با برنامه ريزي در هر زمينه اي آرامش واطمينان خاطر را به خودمان هديه مي دهيم و از استرسهامي کاهيم.
و اما از بعدديگر , کنترل احساسات, به مسئله نگاه کنيم:
اگر کنترل احساساتمان را در دست بگيريم ,زود از کوره در نرويم , هر چه ديديم همان لحظه نخواهيم که بدستش بياوريم (شايد آن يک نياز کاذب و زود گذر باشد).اگر دلخوريم و دلتنگيم سفره دلمان را پيش هر کسي باز نکنيم.که حتما تجربه کرده ايم که ديري نمي پايد که پشيمان مي شويم.معصوم (ع) مي فرمايند:تا سخن را نگفته اي آن در بند توست وچون گفته شود تو در بند آني.
,ويا اينکه اگر به هنگام گرفتاري مصيبت ويا بر خورد با هر مشکلي دنبال آسان ترين مسکن نباشيم....وچه بسيارند که اينچنين به دام اعتياد و...گرفتار شدند
ما بعنوان والدين وظيفه داريم صبر ,آينده نگري وکنترل احساسات را به فرزندمان بياموزيم وبا تمرينات عملي او را براي کسب موفقيت ها آماده کنيم.
شايد , نه!حتما از همان دوره نوزادي به فکر باشيم ودر مواجه با گريه او عاقلانه رفتار کنم نه احساسي.فکر نکنيم او نمي فهمد حتي در اين دوره هم او ميداند چگونه به خواسته اش برسد و اگر عادت کند با گريه جلب توجه کند بدانيم که بايد در برخوردمان تجديد نظر کنيم !
زماني که اسباب بازي را شناخت به او بياموزيم که به داشته اش قانع باشدو چشم به وسايل ديگران نداشته باشد.
به او راه درست خرج کردن پول توجيبيش را آموزش دهيم....
دقت در چگونگی برخورد با این مسائل بسیار ساده وشکل دادن برخورد صحیح وعاقلانه همه وهمه موجب رشد هوش هیجانی میشود.
وبدانيم که براي کسب موفقيت در هر زماني ودر هر دوره اي از زندگي بايد وقت ,صرف مطالعه و تحقيق نمائيم و در مورد بچه ها اگر امروز وقت کم گذاريم مطمئن باشيم فردا بايد اين وقت وهزينه را پرداخت کنيم .و اين کجا و آن کجا !!!
اکثریت ما باIQ, Intelligence Quotient(هوش شناختی ,ضریب هوشی) اشنا هستیم اما شاید باور نداشته باشیم که انچه سبب موفقیت در هر زمینه ای میشود چیزی مهمتر ازIQ است, وآن چیزی نیست, مگرEQ ,Emotional Quotient(هوش هیجانی).
هوش هیجانی یعنی توانایی کنترل خویش مدیریت داشتن بر رفتار, گفتار وکردار خویش.
طی یک تحقیق در یک مدرسه ازمایشی صورت گرفت:به بچه ها گفته شد قرار است بین آنها کیک توزیع شود.هر کسی الان کیک میخواهد 1 کیک دریافت می کند!
هرکه صبر کند تا زنگ تفریح 2 کیک وآنهایی که تا پایان ساعت مدرسه صبر کنند 3 کیک میگیرند....!
25 سال این دانش آموزان تحت نظر بودندوآنهایی که 3 کیک گرفته بودند همه به پستهای بالا و موفقیت دست یافتند.
واین نشان میدهد دست یافتن به موفقیت ویک زندگی ایده ال تنها مستلزم داشتن هوش زیاد یا حتی گذراندن مراحل تحصیلی بالا نیست.
اگر به فرزندانمان بیاموزیم که چگونه در شرایط مختلف آرام وصبور باشند چطور احساساتشان را کنترل کنند وخوب بیاندیشند وبا توجه به تمام جوانب تصمیم بگیرند مطمئن باشیم آینده درخشانی در انتظارشان است.
در اخر اینکه به خاطر داشته باشیم که بر خلاف IQ, EQ قابل تغییر است پس وای بر ما اگر در راه بالابردن ان کوتاهی کنیم.
البته این گفتار تنها یاداوری بود وبس ...
«نافرماني مدني» در تهران چگونه پروژه «جامعه مدني» به «مبارزه مدني» تبديل شد؟
پيام فضلي نژاد
اصلاح طلبان راديكال براساس تئوري «سرمايه اجتماعي» از «فرانسيس فوكوياما» كه تابستان سال 1376 در آمريكا منتشر شد، كوشيدند تا يك پايگاه اجتماعي را براي پروژه «جامعه مدني» نهادينه كنند؛ پايگاهي كه «نيروي سازماني» اصلاح طلبان در ايران باشد و قدرت «بسيج توده ها« را به نفع پروژه هاي آنان بيابد. از اين رو، «سعيد حجاريان» در سال 1377 از «محمد خاتمي» خواست تا هر چه سريع تر دستور برگزاري انتخابات «شوراهاي اسلامي شهر و روستا» را صادر كند. آنان هدف خود را از احياء اين انتخابات، پديدآوردن يك «دموكراسي مشاركتي» و گسترش «فرهنگ جامعه مدني» اعلام كردند، اما به دنبال مصادره منابع كلان اقتصاد شهري و روستايي و روزنه هاي جامعه بودند تا سكولاريسم را در كل سطوح اجتماعي و فرهنگي گسترش دهند. عليرغم اينكه چهره هاي شاخص اصلاح طلبان مانند «عبدالله نوري» و «سعيد حجاريان» اين پروژه را در دوره اول شوراها مديريت مي كردند، اما با آغاز دهه 1380، نظرسنجي ها از كاهش چشمگير مقبوليت گفتمان «جامعه مدني» در ميان مردم حكايت داشت.
«سعيد حجاريان» روايت مي كند كه سال 1380 در گفتگويي خصوصي به «محمد خاتمي» گفت اصلاحات به سبب «فقدان نيروي اجتماعي» در حال فروپاشي است. او از رئيس دولت اصلاحات خواست كه همزمان، نقش «رهبر اپوزيسيون» را نيز بازي كند تا «جنبش، بي سر نشود» و نميرد. خاتمي به حجاريان پاسخ داد كه از «سرنوشت بني صدر» مي ترسد و گفت: «من نمي خواهم مثل بني صدر شوم. چون بني صدر مي گفت كه در دنيا فقط من هستم كه هم رئيس جمهورم و هم رئيس اپوزيسيون.» پس از اين جلسه، كار گروهي در «دفتر مطالعات سياسي وزارت كشور» با حضور «حسين بشيريه» و «سهراب رزاقي» تشكيل شد تا از نگاه جامعه شناسي سياسي به تحليل «آينده جامعه مدني در ايران» بپردازد. بشيريه پيشنهاد كرد كه دولت بودجه مستقلي براي «نهادسازي مدرن مدني» اختصاص دهد تا با گسترش «ان.جي.او»ها (نهادهاي مردم بنياد!) يك نيروي اجتماعي براي اهداف پروژه اصلاح طلبان سازمان داده شود. با اين حال، بشيريه نتيجه گرفت كه گذار «آرام» به دموكراسي براي تحقق «جامعه مدني» ممكن نيست و نظام سياسي ايران بايد به شكلي «مسالمت آميز» توسط دولتمردان اصلاح طلب دگرگون گردد. «سهراب رزاقي» كه در اين كار گروه به عنوان يكي از اعضاء وزارت كشور دولت خاتمي فعال بود، بعدها اعتراف كرد كه مبلغ 436 هزار يورو از بودجه دولت هلند براي «آموزش فعالان جامعه مدني در ايران» پول دريافت كرده است؛ بودجه اي كه براي تشكيل و تربيت يك «نيروي سازماني» جهت پيشبرد پروژه «كودتاي مخملي» در ايران بود.
از ابتداي سال 1381، گزارش هاي پژوهشكده «سازمان جاسوسي سيا» (NED) ناظر به شكست اصلاح طلبان در ايران بود. بنابراين، از سال 1381 تا سال 1383، دو تن از فيلسوفان بزرگ اروپا و آمريكا براي ارزيابي «چشم انداز جامعه مدني» به ايران آمدند. ارديبهشت1381، ابتدا «يورگن هابرماس» با ميزباني دولت اصلاحات براي سفري 10روزه، از آلمان به ايران آمد. او برجسته ترين فيلسوف آلماني و مشهورترين نظريه پرداز «نافرماني مدني» به شمار مي رود كه براي ارزيابي موقعيت پروژه آمريكايي «گذار به دموكراسي» از چين تا ايران را پيموده است. هابرماس، شامگاه 26ارديبهشت 1381، به منزل «محسن كديور» در محله قيطريه تهران رفت تا براي رايزني با اصلاح طلبان در جلسه اي خصوصي با «سعيد حجاريان»، «محمد مجتهد شبستري» و... شركت كند؛ جلسه اي كه حضور «محمد خاتمي» نيز در آن پيش بيني شده بود. او همچنين با «عليرضا بهشتي» كه هنگام انتخابات 22خرداد 1388 در پروژه مبارزه مدني اصلاح طلبان به عنوان مشاور عالي «ميرحسين موسوي» ايفاي نقش كرد، چندين ديدار داشت. هابرماس در اين رايزني ها از عزم اصلاح طلبان براي استقرار حكومت غيرديني در ايران سؤال كرد و آنان گفتند كه «قدم به قدم پيش مي رويم.» عنوان «انقلابيون مايوس» لقبي است كه هابرماس به اين اصلاح طلبان (از سعيد حجاريان تا عليرضا بهشتي) مي دهد و اعتقاد دارد «آنان از انقلاب اسلامي بريده اند.» او دربرآوردي كه به ميزبان خود «عطالله مهاجراني» (به نمايندگي از رئيس جمهور خاتمي) ارائه كرد، گفت «به تدريج ناآرامي هايي در ايران رخ خواهد داد» و اصلاح طلبان بايد با «نهادسازي دموكراتيك» به تجميع نيرو بپردازند تا آمادگي يك «مبارزه مدني» را داشته باشند!
از نگاه هابرماس، دانشگاه ها و احزاب دو ركن اصلي براي زمينه سازي «مبارزات مدني» و
«گذار به دموكراسي» بودند. از اين رو، اصلاح طلبان «مطالعه فرآيند دموكراتيزاسيون» را به يك پروژه رسمي آكادميك تبديل كردند! «حسين بشيريه» در دانشگاه تهران و «عليرضا بهشتي» به همراه «محسن كديور» در «دانشگاه تربيت مدرس» بخشي از اين پروژه را پيش بردند. براي نمونه در سال 1383، پايان نامه دكتراي علوم سياسي «جواد اطاعت» در «دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران» به بررسي چگونگي ايجاد تغييرات دموكراتيك در جمهوري اسلامي از راه مبارزات انتخاباتي اختصاص يافت كه يك رونويسي شبه علمي از «استراتژي براندازي قانوني» است. اطاعت كه آن هنگام «مشاور وزير كشور» در دوره وزارت موسوي لاري بود، به منظور مشاركت در تحقق اين استراتژي، سال 1388 از «حزب اعتماد ملي» به اردوگاه انتخاباتي «ميرحسين موسوي» منتقل شد. از سوي ديگر، «حزب مشاركت ايران» نيز به پيشنهاد حجاريان، 40جلسه را براي طراحي مدل جديد «گذار به دموكراسي» برگزار كرد. اين نشست ها با حضور اعضاء گروهك هاي «نهضت آزادي» و «ملي- مذهبي ها» تحت عنوان «تا دموكراسي» از بهمن 1382 آغاز گشت و به تدوين يك منشور عملياتي براي «نهادسازي مدني» و «دموكراتيزاسيون» انجاميد.
از سال 1383، «شوراي روابط خارجي آمريكا» در تكاپوي ارائه مدل جديدي براي پروژه «اصلاحات در ايران» بود و اين مدل نيز تحت تأثير فلسفه عملگرايي (پراگماتيسم) از «ريچارد رورتي» شكل گرفت. رورتي را به عنوان «بزرگترين فيلسوف آمريكا» مي شناسند، اما يكي از قديمي ترين رهبران عمليات سري «سازمان اطلاعات مركزي آمريكا» در حوزه انديشه است كه از دهه 1950، به كادر مديريت پروژه موسوم به «جنگ هاي كثيف روشنفكري» در CIA پيوست. «علي ميرسپاسي» (عضو شوراي سردبيري فصلنامه كنكاش، چاپ نيويورك) نخستين كسي است كه براي «حزب مشاركت ايران» به شرح استراتژي عمل گرايانه رورتي با هدف فهم سياست هاي جديد آمريكا پرداخت. از سال 1382، «خشايار ديهيمي» نيز در انتشارات «طرح نو» (به مديريت حسين پايا) با ترجمه تئوري هاي سراسر فاشيستي رورتي، به عنوان مبلغ راهبردهاي اين جاسوس كهنه كار براي «فروپاشي ايران» ظاهر گشت. سرانجام، جمعه شب 22خرداد 1383، «ريچارد رورتي» براي اقامتي 2روزه وارد تهران شد تا با همكاري «داريوش شايگان» و «رامين جهانبگلو» از نزديك به ارزيابي وضعيت اصلاح طلبان بپردازد. وقتي او به ايران آمد، با 2شكست اصلاح طلبان در انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم روبرو شد. در واقع پروژه جامعه مدني شكست خورده بود. رورتي به اصلاح طلبان گفت كه «گذار به دموكراسي» محصول بحث هاي روشنفكري و فلسفي در باب «بازسازي سنت» و «اصلاح دين» نيست بلكه نيازمند اتكاء محض به سنت هاي آمريكايي و پيروي از فلسفه عمل گرايي (پراگماتيسم) است. از نگاه رورتي بايد با گسترش نهادهاي دموكراتيك، يك «نيروي اجتماعي سازمان يافته» را براي «مبارزات مدني» تربيت كرد تا آنان در «يك لحظه تاريخي» ]كودتا[ دموكراسي آمريكايي را حاكم كنند. استراتژيست هاي غربي، اصلاح طلبان را به اجماع پيرامون اتخاذ راهبرد «مبارزه مدني» رساندند، اما «شاه كليد» پروژه نزد يك تئوري پرداز انگليسي بود. آيا او نيز به تهران خواهد آمد؟
تاثیر محبت در تربیت از منظر امام علی (ع)
استفاده از محبت ، از مؤثرترین و كارآمدترین شیوه هاى تربیتى است . محبت جاذبه مى آفریند ، انگیزه خلق مى كند، انسان هاى پرتلاطم و مضطرب را آرامش مى بخشد و فرزندان نابهنجار و ناسازگار را رام مى كند. محبت ، شیوه اى است كه به مرحله اى خاص از تربیت اختصاص ندارد ، اما كودكان و نونهالان بیشتر به آن نیازمندند. حضرت على علیه السلام مى فرمایند:
هر كه فرزند خود را ببوسد ، براى او پاداش و حسنه خواهد بود و هر كه فرزند خود را شاد كند ، خداوند در روز قیامت او را شاد خواهد فرمود.
اگر انسان ، به ویژه در دوره كودكى از محبت سیراب نشود ، در بزرگ سالى معمولا با ناهنجارى هایى مواجه مى شود ، لذا پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله ) فرموده اند:
به كودكان و نوباوگان محبت نمایید و رحمت خود را شامل حال آن ها گردانید.
سیراب کردن کودک از محبت او را در مقابل بسیاری از خطاها در آینده واکسینه می کند.
به نظر بسیارى از دانشمندان كمبود محبت ، منشاء بسیارى از عقده هاى روانى مى شود. به همین سبب در مكتب تربیتى اسلام به عامل تربیتى محبت تاءكید بسیار زیادى شده است . در برخى روایات آن قدر روى اهمیت آن تاءكید شده كه محبت را مساوى دین معرفى كرده اند.
حضرت على علیه السلام در مواجهه با فرزندان خود از جملاتى محبت آمیز و پرجاذبه بهره مى گرفتند. ایشان در نامه تربیتى به امام حسن علیه السلام مى فرمایند:
فرزندم ! تو جزئى از وجود و بلكه همه وجود منى ، به طورى كه اگر به تو بلایى رسد ، به من رسیده است و اگر مرگ ، تو را در كام گیرد، مرا در كام گرفته است . آنچه از وضع و حال تو مورد توجه من قرار گرفته است ، همان وضع و حال خود من است كه برایم اهمیت بسیار دارد
از اساسى ترین روش هاى تربیت ، روش محبت است كه با فطرت و سرشت آدمى بسیار سازگار است . با توجه به میدان گسترده تاءثیر محبت ، اولیاى الهى از آن بهره هاى بسیار گرفته اند و آن را محور تربیت قرار داده اند. انسان به هر چه علاقه پیدا كند، بدو متمایل مى شود و سعى در همسانى مى نماید.
امیرمؤمنان مى فرمایند:
من اءحب شیئا لهج بذكره
هر كه چیزى را دوست بدارد به یاد آن حریص مى شود.
آنچه موجبات پیوند را فراهم مى آورد و زمینه تربیت را مهیا مى سازد محبت است و این روش دقیقا مورد عنایت حضرت قرار گرفته است ؛ زیرا محبت چنان انسان را متحول مى سازد كه هیچ چیز دیگر با آن برابرى نمى كند.
ویژگى هاى روش محبت
محبت ستون و ركن دین
اساسا ستون هاى دین الهى بر دوستى حق استوار شده است و از این راه تاءثیرپذیرى انسان چند برابر مى شود. حضرت على (علیه السلام ) در ضمن خطبه اى مى فرمایند:
ثم ان هذا الاسلام دین الله الذى اصطفاه لنفسه ، واصطنعه على عینه ، و اءصفاه خیره خلقه ، و اءدقام دعائمه على محبته
دیگر این كه دین اسلام ، دین خدا است كه آن را براى خود برگزید و به دیده عنایت خویش پرورید و بهترین آفریدگان خود را مخصوص رساندن آن گردانید و ستون آن را بر دوستى خود استوار نمود.
ایشان مى فرمایند از رسول گرامى اسلام درباره سنت آن حضرت پرسیدم ، آن حضرت فرمودند:
والحب اءساسى
محبت ، بنیاد و اساس من است .
اظهار محبت
در سیره معصومین علیهم السلام چشاندن طعم شیرین محبت به راه هاى مختلف دیده مى شود. این اظهار محبت در گره گشایى روانى ، مادى و... دیده مى شود. آنان آب حیات محبت را بر دیگران ایثار مى كردند و از این راه زمینه هدایت افراد را فراهم مى كردند. اظهار محبت به فرزندان و بزرگ سالان از دستورهاى اكید ایشان است . از وصیت هاى حضرت امیر (علیه السلام ) است كه :
و ارحم من اءهلك الصغیر، و وقر منهم الكبیر
با كودكان مهربانى كن و احترام بزرگان را نگه دار.
این محبت باید در تبسم و حتى در آهنگ محبت آمیز والدین جلوه نماید، هیچ گاه نباید محبت رااز فرزندان دریغ كرد. فرزندان در دوران نوجوانى و جوانى هم ، به محبت هاى پدر و مادر شدیدا نیازمندند.
محبت به فرزندان و دیگران به این معنا نیست كه بدى هاى آنان نادیده انگاشته و از تربیتشان غفلت شود. باید حساب دوستى به فرزندان رااز حساب تربیت و سازندگى جدا كرد.
محبت افراطى
محبت به فرزندان و دیگران به این معنا نیست كه بدى هاى آنان نادیده انگاشته و از تربیتشان غفلت شود. باید حساب دوستى به فرزندان رااز حساب تربیت و سازندگى جدا كرد. بعضى از پدران و مادران با محبت هاى بى جاى خود، در لباس دوستى ، بزرگ ترین خیانت ها رادر حق فرزندان خود مرتكب مى شوند. باید توجه داشت همان طور كه كمبود محبت زیان آور است ، زیاده روى در محبت نیز فرزندان رااز خودراضى و كم مقاومت به بار مى آورد و در مقابل مشكلات زندگى دچار احساس حقارت شده و آسیب پذیر مى شوند. انسان ها، در بستر مناسب و متعادل رشد شخصیت مى یابند. در شرایط خاص و دشوار، انسان با مقاومت آبدیده و مقاوم بار مى آید و توانایى مواجهه با مشكلات را مى یابد. حضرت امیر (علیه السلام ) مى فرمایند:
من كلف بالاءدب قلت مساویه
هر كسى سختى تاءدیب را تحمل كند، بدى هایش كم خواهد شد.
بنابراین ، نباید در اثر افراط در محبت و تعریف و تمجیدهاى آن چنانى ، فرزندانى با شخصیت كذایى رشد بیابند كه براى خود شخصیت و مقامى بالاتر از انتظار تصور كنند و عیوب خود را نیز كمال پنداشته و به بیمارى خودپسندى مبتلا شوند. حضرت على (علیه السلام ) مى فرمایند:
من رضى عن نفسه ظهرت علیه المعایب
هر كس از خود راضى باشد ، عیوبى در او پدیدار خواهد شد.
از سوى دیگر، چنین شخصى از دیگران توقع دارد كه شخصیت كاذب اورا بپذیرند و از او ستایش كنند. در نتیجه ، افراد چاپلوس و تملق گو در اطراف او جمع مى شوند؛ ولى واقع گویان و انتقادكنندگان را نمى پذیرد. خودپسندان نه تنها نمى توانند محبت دیگران را به سوى خویش جلب كنند، بلكه همواره منفور و مطرود دیگران خواهند بود. چنانچه حضرت على (علیه السلام ) مى فرمایند:
من رضى نفسه كثر الساخط علیه
هر كس از خود راضى باشد، خشم گیرندگان بر او بسیار خواهند شد.
به امید پیروی از دستورات دینی که بهترین زندگی را برایمان رقم زده است.
معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين علي (ع) و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد :
درابتداي خلقت، معمار آفرينش، زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است.
و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه.
آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علي (ع) نبود، آفرينش به تكوينش نمي ارزيد . نوروجود علي (ع) ، مصباح پايگاه آفرينش شد وهستي اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نيز به وجود او پيوند زدند.
لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علي لما خلقتك...
در زيارتنامه مولي در روز غدير علي (ع) را ندا مي دهيم :
سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. پس علي (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. اين بود كه اول مظلوم عالم هم ″علي″ نام گرفت.
روزي پيامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئيل، ملك مقرب الهي هم به شكل انساني در آن جمع حاضر بود. پيامبر به جبرائيل رو كردند و با اشاره به اميرالمؤمنين علي (ع) فرمودند: آيا او را مي شناسي؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شيوه عبوديت الهي را به من تعليم فرمود. توبه آدم وقتي كه از بهشت قرب رانده شد و به زمين فراق هبوط كرد، با ذكر نام علي (ع) و اهل بيت او به درگاه الهي پذيرفته شد. نوح نام او را بر كشتي خويش حك كردو لنگرگاه كشتي اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبيب خويش با صوت علي (ع) سخن گفت. قرآن كريم، علي (ع) را به منزله نفس پيامبر دانست.
فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)
پيامبر فرمودند: من و علي از يك درختيم (انا و علي من شجره واحده) و باز فرموده: (انت مني بمنزله هارون من موسي) و نيز: (انا مدينه العلم و علي بابها) همانا من شهر علمم و علي در آن است. و خطاب به مولي فرمود: (انت اخي و وصيي و وارثي) تو برادر من و وصي و وارث مني. در فرازي از دعاي ندبه پيامبر خطاب به علي مي فرمايد (لو لا انت يا علي لم يعرف المؤمنون بعدي) اي علي اگر تو نبودي مردم پس از من مؤمنان را نمي شناختند.
در زيارت مطلقه مي خوانيم ((السالم علي ميزان الاعمال)) علي ميزان و معيار اعمال است. امام صادق (ع) در زيارت جدش عرضه مي دارد درود بر تقسيم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهي بر نيكان :
((السلام علي قسيم الجنه و النار السلام علي نعمه الله علي الابرار))
در دواير مختلف هستي،هر شعاعي به دور محوري مي چرخد و هر پديده اي حول قطب وجودي كه وابسته به اوست، دور مي زند. امام معصوم محور هستي، قطب عالم وجود، تكيه گاه آفرينش، واسطه فيض الهي به جهان هستي و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در اين راستا، محبت و ولايت علي (ع) مربي همه موجودات، هدايتگر آنان به سوي كمال و سبب دوام و قوام تمامي پديده ها از جمال تا انسان است. پيامبر خدا (ص) در اين رابطه بيان زيبايي مي فرمايد:
حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401)
محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.
بر اين معنا اگر محبت علي (ع) كه نمونه كامل انسانيت و طاعت و عبوديت و اخلاق است از روي صدق و راستي باشد، مانع ارتكاب گناه مي گردد. مانند واكسني كه مصونيت ايجاد مي كند و نمي گذارد بيماري در شخص ″واكسينه شده″ راه يابد. محبت پيشوايي مانند علي (ع) كه نمونه تقوا و پرهيزكاري است آدمي راشيفته رفتار علي (ع) مي كند. فكر گناه را از سر او بدر مي برد، البته به شرطي كه محبتش صادقانه باشد . كسي كه علي (ع) را بشناسد، تقواي او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله هاي نيمه شبهايش را و ساده زيستي و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوي و درستي مي كرد عمل كند. يعني هر محبي به خواسته محبوبش احترام مي گذارد و فرمان او را گرامي مي دارد. فرمانبرداري از محبوب لازمه محبت صادق است.
پس محب واقعي علي ، واله و حيران علي و عاشق و جانباز علي، رهرو راستين علي است.
علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
سالروز ولادت اولين ستاره درخشان آسمان امامت، مولای متقيان، قهرمان هميشه پيروز اسلام، يگانه بزرگواری كه دوست و دشمن اعتراف به كرامت، دانائی وشجاعت وی دارند، حضرت امام علی (عليه السلام) بر همه شيعيان جهان مباركباد.
علی علیه السلام و زیبائیها:
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.


![]()

مشارکت تاریخی و حداکثری ملت در پای صندوق های رای برگ زرینی دیگر بود که تلالوء اش همه دوستان را امیدوار و همه دشمنان را ناامید ساخته و فریاد بلند آری ملت به بلندای تاریخ مجاهدت های بشری و عدالت طلبانه و حق محورانه به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی است که پیروزی ملت قهرمان ایران و بازنده اش تمامی بدخواهان و کژاندیشان به این کشور و نظام هستند.
"جمعه حماسه"، حضور تاریخی، صمیمانه و مقتدرانه ملت بزرگ و شریف ایران اسلامی در عرصه ملی، حماسه ای سترگ و توفنده از دریای بیکران اراده های راسخ و پولادین غیور مردان و شیرزنان را در صحنه ملی و بین المللی به نمایش گذاشت تا دگر بار حماسه ای تاریخی از حضور ملت در تعیین سرنوشت کشورشان در تارک تابناک دفتر خاطرات شیرین و عظیم ملی رقم خورده و مشت محکمی بر دهان تمامی دشمنان داخلی و خارجی ایران سرافراز باشد.
حماسه حضور 85 درصدی مردم عزیز درپای صندوق های رای وانتخاب مجدد دکتر احمدی نژاد که انتخابی به حق وشایسته از سوی مردم فهیم وقدر شناس ایران اسلامی بود را به همه ملت عزیز وبزرگوار تبریک عرض می نماییم وبرای ایشان آرزوی توفیق وسربلندی در تمام زمینه هارا داریم