آشكارتر شدن نقش سيا در آشوب هاي اخير اغتشاشگران در ايران توسط بنياد آلبرت انيشتين آموزش ديده اند
يك نويسنده مشهور غربي با اشاره به نقش سازمان جاسوسي آمريكا در انقلاب هاي رنگين در برخي از كشور هاي جهان اعلام كرد كه اغتشاشگران درحوادث اخير ايران توسط بنياد آلبرت انيشتين وابسته به اين سازمان آموزش ديده اند.
به گزارش فارس، تري ميسان محقق و پژوهشگر فرانسوي و مدير پايگاه خبري - تحليلي «ولترنت » در مقاله اي تحليلي به عملكرد موسسه «آلبرت انيشتين » در نقاط مختلف دنيا، از ليتواني تا صربستان و از ونزوئلا تا اوكراين، حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري در ايران و همچنين «جين شارپ » معلم كودتاهاي مخملي پرداخته است.
بنا به نوشته ميسان، روش هاي بدون خشونت در اقدامات سياسي مي تواند در هر زمينه اي به كار رود. در حقيقت طي دهه 80 بود كه ناتو پس از يورش ارتش سرخ به امكان سازماندهي نيروي مقاومت در اروپا توجه نشان داد. در همين حال، اكنون 15 سال از زماني كه سازمان سيا استفاده از روش هاي بدون خشونت براي سرنگوني دولت هاي محكم را آغاز كرد مي گذرد و اين سازمان در حالي با استفاده از چنين روش هايي بدون آنكه خشم و مخالفت جامعه جهاني برانگيزد به اهداف خود مي رسد، كه منبع ايدئولوژيكي آن «جين شارپ» فيلسوف بنياد «آلبرت انيشتين » است.
بنابراين گزارش، اگرچه اين نظريه براي عموم مردم ناشناخته است اما جين شارپ، آن را در رابطه با روش هاي بدون خشونت به عنوان يك سلاح سياسي مطرح كرده است.همچنين وي دست كم طي 15 سال اخير به ناتو و سپس سيا در آموزش رهبران كودتاهاي نرم كمك كرده است.
جين شارپ از دهه 50 به مطالعه تئوري نافرماني مدني «هنري توراي» و «ماهاتما گاندي »، پرداخت. اگرچه فرمانبري و نافرماني در ديدگاه اين دو وابسته به مسايل معنوي و ديني بود اما به هر حال نتايج سياسي در پي داشت.
« تري ميسان » مدير پايگاه خبري «ولترنت » در ادامه مي نويسد: سال 1983، شارپ برنامه تحريم هاي غيرخشونت آميز را در مركز امور بين الملل دانشگاه هاروارد، طراحي كرد. جايي كه وي پيش از آن مطالعاتي را در زمينه علوم اجتماعي و در رابطه با امكان استفاده از نافرماني مدني توسط مردم اروپاي غربي به هنگام حمله نظامي نظاميان پيمان ورشو،انجام داده بود.
همزمان شارپ، بنياد آلبرت انيشتين را با دو هدف در بوستون آمريكا تاسيس كرد. هدف اول تامين مالي امور تحقيقاتيش بود و هدف ديگر نيز اجرايي كردن مدل هايش در وضعيت هاي ثابت و به خصوص بود.
اين نويسنده مقالات تحليلي-سياسي مي افزايد: در سال 1985، شارپ كتابي را با نام « شكست ناپذير ساختن اروپا »، منتشر كرد كه ويرايش بعدي آن شامل مقدمه اي از « جورج كنان پدر» جنگ سرد هم مي شد.
ميسان ادامه مي دهد: سال 1987 بود كه «بنياد آمريكايي صلح»، اقدام به تامين مالي بنياد آلبرت انيشتين كرد و سمينارهايي را نيز با هدف تعليم مسايل دفاعي نافرماني مدني با متحدانش برگزار كرد.
اين كارشناس مسايل سياسي در ادامه با اشاره به چگونگي همكاري بنياد آلبرت انيشتين با سازمان هاي جاسوسي مي نويسد: ژنرال «ادوارد بي اتكسون » كه به دليل سابقه رياستش بر سيا معروف است، بنياد آلبرت انيشتين را به عنوان شبكه مخفي دخالت آمريكا در كشورهاي متحد ثبت كرد و در نهايت روش هاي غيرخشونت آميز به عنوان روش هايي ملايم و مشابه دموكراسي شناخته شد كه مناسب انجام عمليات هاي سري ضد دموكراتيك بود.
اين گزارش مي افزايد: سال 1989 و زماني كه بنياد آلبرت انيشتين مشهور شد، جين شارپ شروع به راهنمايي جنبش هاي ضد كمونيستي كرد. وي همچنين در ايجاد «اتحاد دموكراتيك برمه » كه شامل ائتلاف برجستگان ضد كمونيستي مي شد و همچنين در بوجود آمدن « حزب دموكراتيك پيشرو تايوان » مشاركت داشت. اين در حالي است كه حزب دموكراتيك پيشرو تايوان خواستار استقلال اين جزيره از چين كمونيست بود، اتفاقي كه آمريكا بطور رسمي با آن مخالفت كرده بود.
مدير ولترنت مي نويسد: شارپ همچنين مخالفين تبتي را تحت «دالاي لاما » متحد كرد و كوشيد تا گروه معاندي را در سازمان آزادي بخش فلسطين ايجاد كند تا به واسطه آن بتواند ملي گرايان فلسطيني را وادار به توقف مبارزه كند. و براي اين كار تدابير لازم را نيز با سرهنگ «رويون گال» مدير بخش عمليات هاي رواني ارتش اسرائيل ديده بود تا آنها را بطور مخفيانه در سفارت آمريكا در تل آويو آموزش دهند.
بنابراين گزارش،وقتي كه آمريكايي ها متوجه شدند بنياد آلبرت انيشتين تا چه اندازه مي تواند مفيد باشد،سرهنگ «رابرت هالوي » را نيز وارد اين بازي كردند.هالوي،متخصص عمليات هاي سازمان هاي مخفي و رئيس سابق مدرسه آموزشي وابسته نظامي سفارت هاي آمريكا بود.
ميسان سپس با اشاره به همكاري شارپ و هالوي، در آموزش گروه هاي مخالف برمه در راستاي منافع آمريكا مي نويسد: با توجه به اينكه هالوي طي سال هاي 1983 تا 1985وابسته نظامي سفارت آمريكا در «رانگون » بود، و افراد زيادي را نيز مي شناخت به سازمان دهي يك ديكتاتوري كمك كرد. او با انجام يك بازي دوگانه همزمان يك حركت كلاسيك نظامي براي حمايت نيروهاي مقاومت «كارن» را نيز مديريت كرد كه اين عمل نيز با تامين تسليحات و كنترل يك سري چريك هاي مسلح كوشيد تا در راستاي خواست واشنگتن، نظاميان بروما را تحت فشار قرار دهد.
اين كارشناس مسايل سياسي در ادامه مطلب خود با اشاره به نقش پررنگ شارپ در اجراي سياست هاي آمريكا نوشت: از آن زمان تا كنون، شارپ هرجايي كه منافع آمريكا به خطر بيافتد، حاضر مي شود. بطوريكه در ژوئن 1989، او و دستيارش، «بروس جنكيس » دو هفته پيش از وقايع «تيان آن من » به پكن رفتند و در نهايت نيز توسط مامورين امنيتي چين از اين كشور اخراج شدند.
اين گزارش مي افزايد: فوريه 1990، بنياد آلبرت انيشتين كنفرانسي را در رابطه با تحريم هاي غيرخشونت آميز برپا كرد كه 185 متخصص را از 16 كشور مختلف در آن شركت كردند.
در حقيقت اين كنفرانس شروع نهضت جهاني ضد كمونيستي براي مشاركت دادن مردم در فعاليت هاي غيرخشونت آميز بود.
گزارش ولترنت با اشاره به اين مطلب كه پرفسور « توماس شلينگ » اقتصاد دادن و مشاور مشهور سيا نيز به شوراي اجراي بنياد آلبرت انيشتين، پيوست مي نويسد: در اين زمان بود كه كشورهاي بالتيك ادعاي استقلال كردند اما با آزمايشي كه «گورباچف » براي سنجش مقاومتشان انجام داد، آنها مجبور شدند تصميمشان را دو تا سه سال به تعويق بياندازند تا در رابطه با مطالبات خود به مذاكره بپردازند.
اين كارشناس مسايل سياسي مي نويسد: اكتبر 1990، جين شارپ و تيمش به سوئد سفر كردند و چند فعال سياسي ليتواني را براي سازمان دهي مقاومت هاي مردمي عليه ارتش سرخ، آموزش داد. ماه ها بعد يعني در ماه مي 1991، هنگامي كه بحران تشديد شد و گورباچف مجبور به استقرار نيروهاي ويژه شد، جين شارپ مشاور حزب جدايي طلب« ساجوديس » بود و روابط نزديكي نيز با « ويتاتاس لندسبرگيس» داشت.
اين گزارش با بيان نقش كليدي شارپ در جنبش هاي جدايي طلب، مي افزايد: در ژوئن 1992، « اودريوس بوتكويسوس » وزير دفاع خودمختار ليتواني، نشستي براي تشكر از نقش كليدي بنياد آلبرت انيشتين طي روند استقلال كشورها بالتيك برگزار كرد.
ميسان مي نويسد: هنگامي كه ايالات متحده تجديد تسليحاتش را در سال 1998 آغاز كرد، بنياد آلبرت انيشتين بخشي از راهبرد توسعه طلبانه آمريكا شد و ايدئولوژي و روش هايي را براي «اوتپر »( به معناي مقاومت)، كه گروهي از مخالفان جوان« اسلوبدان ميلوسويچ» بود، ارايه كرد. همزمان وي در كوزوو اقدام به آموزش « ابراهيم روگورا » كرد كه البته طي جنگ كوزوو، فايده اي براي واشنگتن نداشت.
پس از آن اوتپر سريعا به عنوان گزينه اي براي براندازي «ميلوسويچ» كه به مقاومت در برابر ناتو معروف بود، مطرح شد. در اين زمان سرهنگ هالوي سران اوتپر را طي سمينارهايي كه در هتل « هيلتون » بوداپست برگزار مي شد، آموزش داد تا نهايتا ميلوسويچ در اكتبر 2000 وادار به استعفا شد.
بنابراين گزارش، در سپتامبر 2002، جين شارپ به لاهه هلند رفت تا اعضاي « شوراي ملي عراق » را كه آماده بودند به همراه ارتش آمريكا به كشورشان بازگردند، آموزش داد.
در سپتامبر 2003، اين بنياد آلبرت انيشتين بود كه به مخالفين دولت گرجستان توصيه كرد تا نسبت به نتايج انتخابات شبهه ايجاد كنند و با انجام حركت هاي اعتراضي طي انقلاب سرخ گرجستان، « ادوارد شواردنادزه » را وادار به استعفا كنند.
گزارش ولتيرنت در ادامه با اشاره به شكست طرح شارپ در رابطه با ونزوئلا مي نويسد: شكست كودتاي سازمان دهي شده توسط سيا عليه ونزوئلا در آوريل سال 2002 در حالي اتفاق افتاد كه جين شارپ و تيمش، سرپرستي سران «سوماتت » را طي اعتراضات آگوست سال 2004 به عهده داشتند و همانند دفعه قبل تنها كاري كه معترضان بايد انجام مي دادند ايجاد شبهه در نتيجه انتخابا ت و طرح درخواست استعفاي رييس جمهور بود. آنها كاري كردند تا طبقه سرمايه داري ونزوئلا به خيابان ها بريزند اما دولت مردمي چاوز بسيار قدرتمند بود. در نتيجه ناظران بين المللي و ديگر گروه ها چاره اي جز پذيرش پيروزي هوگو چاوز نداشتند. اين گزارش مي افزايد: جين شارپ در بلارس و زيمباوه نيز نتوانست به تعداد كافي معترض استخدام و به آنها آموزش دهد. ميسان با تاكيد به نقش شارپ در بروز انقلاب نارنجي اوكراين در نوامبر 2004، به حضور سرهنگ رابرت هاالوي در كيف، پايتخت اوكراين، اشاره مي كند.
جالب توجه اينكه نويسنده اين مقاله تحليلي چهار سال پيش در رابطه با تلاش آمريكا براي ايجاد انقلاب مخملي در ايران مي نويسد: نهايتا بايد به اين نكته اشاره كنيم كه بنياد آلبرت انيشتين آموزش آشوبگران ايراني را نيز آغاز كرده است.