نماز فارسی

 

چرا نماز را به فارسی نخوانیم   

                (ازمرحوم حاج آقا رحیم ارباب)
              

ادامه نوشته

شاد کردن قلب مهدی فاطمه (عج)

images   faraj

 

Flower_2

 انتظارات امام زمان از منتظران مهدی(عج):
معمولاً وقتي كه ما به امام زمان(ع) متوسل مداريم، خدمت ايشان مي‌رسيم. امّا شايد كمتر به اين موضوع توجّه كرده‌ايم كه ائمه از ما چه انتظاري دارند و به طور خاص در عصر حاضر كه عصر امامت امام عصر(ع) است، آن حضرت از ما چه انتظاري دارند و از ما مي‌خواهند چگونه باشيم و چگونه زندگي كنيم؟

ي‌شويم، با پاز درخواست‌ها، حوائج و به بيان بهتر مطالباتي كه داريم، خدمت ايشان مي‌رسيم. امّا شايد كمتر به اين موضوع توجّه كرده‌ايم كه ائمه از ما چه انتظاري دارند و به طور خاص در عصر حاضر كه عصر امامت امام عصر(ع) است، آن حضرت از ما چه انتظاري دارند و از ما مي‌خواهند چگونه باشيم و چگونه زندگي كنيم؟

يش‌زمينه‌اي از درخواست‌ها، حوائج و به بيان بهتر مطالباتي كه داريم، خدمت ايشان مي‌رسيم. امّا شايد كمتر به اين موضوع توجّه كرده‌ايم كه ائمه از ما چه انتظاري دارند و به طور خاص در عصر حاضر كه عصر امامت امام عصر(ع) است، آن حضرت از ما چه انتظاري دارند و از ما مي‌خواهند چگونه باشيم و چگونه زندگي كنيم؟

قلب امام زمان(عج) را شاد کنید؛ توصيه هايي به جوانان

توصیه های اخلاقی آیت ‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره) به جوانان

سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه می‌كشاند هم‌صحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.

شیطان همواره در كمین است، امّا انسان باید آنقدر تهذیب نفس داشته باشد كه اجازه ندهد شیطان در او رسوخ كند و او را فریب دهد، لذا قبل از اینكه پشیمان شوید، شیطان را از خود برانید؛ زیرا خدای ناكرده اگر سریع به فكر خود نباشید، ممكن است نتوانید در آینده از القائات شیطان رها شوید. تا جوان هستید فرصت دارید خود را خلاص كنید.

اوّلین گام برای شما این است كه یك شخص متدین را راهنمای خود قرار دهید؛ از فردی كه خود صاحب كمال است، كمك بخواهید و قدری از روز را با او بگذرانید. سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه می‌كشاند هم‌صحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.

با خود زیاد خلوت نكنید، اگر فكر گناه به ذهنتان خطور كرد از محل خارج شده، شروع به قدم زدن نمایید و خود را به كاری مشغول كنید تا فكر باطل از ذهن شما خارج شود. باید ببینید سبب اصلی تحریك شهوت شما چیست، بعد آن را علاج یا از آن دوری كنید، به مرور زمان، مسئله گناه را ـ ان شاءالله ـ فراموش خواهید كرد. اگر بتوانید هنگامی كه شیطان به سراغ شما آمد وضو ساخته و شروع به نماز خواندن نمایید، بسیار مؤثر است، در آن بركاتی است كه شما را در جهت خلاصی از این مشكل، كمك خواهد كرد.

 Flower_2

دفاتر شورای دانش آموزی

اطلاعیه

دفاتر شورای دانش آموزی آماده توزیع می باشد جهت تحویل دفاتر به کارشناسی فرهنگی هنری مراجعه نمایید

عید غدیر خم

 

 

عید غدیرخم  عید امامت  عید ولایت  عید نور  بر عاشقان راستین ولایت مبارکباد

 

 
 
 
ابن عباس می گوید که: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله که می فرمود: چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من درباره علی بن ابی طالب علیه السلام سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی علیه السلام از اسم من مشهورتر است.

پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد، بجز تو و حضرت علی علیه السلام، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم حضرت علی علیه السلام را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود.

پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟

جبرئیل به من گفت: ای محمد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام است.

جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی علیه السلام نیست بلکه ملکی از ملائکه خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی علیه السلام خلق کرده است.

پس ما ملائکه ای که مقرب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی علیه السلام می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی علیه السلام در پیشگاه خداوند دارد.1

 

عید قربان

                 

عید سعید قربان بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد

 

 

                        

اعجوبه جنگ(شهید حسن باقری)

         ( یاد ایامی که رفتن ساده بود)
                                      ( شهدا شرمنده ایم )
   بچه را لا پنبه گذاشتند . آن قدر ضعیف بود که تا بیست روز صداش در نمی آمد . شیر بمکد. برای ماندنش نذر امام حسین کردند. به ش گفتند « غلامِ حسین.»باید نذرشان را ادا می کردند. غلام حسین دو ساله بود که رفتند کربلا.
- سرباز که بود، دو ماه صبح ها تاظهر آب نمی خورد. نماز نخوانده هم نمی خوابید. می خواست یادش نرود که دوماه پیش یک شب نمازش قضا شده بود.
- چهشهید باقری - قافله شهداءار ماه از جنگ می رفت. بین عراقی های محور بستان و جفیر ارتباطی نبود .حسن بعد از شناسایی گفت« عراقی ها روی کرخه و نیسان و سابله پل می زنند تا ارتباط نیروهاشون برقرار بشه. منتظر باشین که خیلی زود هم این کارو بکنن.» یک هفته بعد، همان طور شد. نیروهای دشمن در آن محور ها باهم دست دادن.
- ریز به ریز اطلاعات و گزارشها را روی نقشه می نوشت.اتاقش که می رفتی ، انگار تمام جبهه را دیده باشی. چند روزی بود که دو طرف به هوای عراقی بودن سمت هم می زدند. بین دو جبهه نیرویی نبود. باید الحاق می شد و ونیروها با هم دست می دادند . حسن آمد و از روی نقشه نشان داد.- سوار بلیزر بودیم. می رفتیم خط . عراقی ها همه جا را می کوبیدند. صدای اذان را که شنید گفت « نگه دار نماز بخونیم.» گفتیم «توپ و خمپاره می آد، خطر داره .»گفت «کسی که جبهه می یاد ، نماز اول وقت را نباید ترک کنه
- نزدیک ظهر بود. از شناسایی بر می گشتیم. از دیشب تا حالا چشم روی هم نگذاشته بودیم.آن قدر خسته بودیم که نمی توانستیم پا از پا برداریم ؛ کاسه زانوهامان خیلی درد می کرد. حسن طرف شنی جاده شروع کرد به نماز خواندن . صبر کردم تا نمازش تمام شد. گفتم « زمین این طرف چمنیه ، بیا این جا نماز بخوان .» گفت « اون جا زمین کسیه، شاید راضی نباشه
- اوج گرمای اهواز بود. بلند شد، دریچه کولر اتاقش رابست. گفت: به یاد بسیجی هایی که زیر آفتاب گرم می جنگند.
- اگر بین بسیجی ها حرفی می شد می گفت « برای این حرف ها بهم تهمت نزنید. این تهمت ها فردا باعث تهمت های بزرگتری می شه. اگه از دست هم ناراحت شدید،دورکعت نماز بخوانید بگویید خدایا این بنده ی تو حواسش نبود من گذشتم  تو هم ازش بگذر . این طوری مهر و محبت زیاد می شه. اون وقت با این نیروها میشه عملیات کرد.»
- بعد ار عملیات ، یک سطل گرفته بود دستش و فشنگ های روی مین را جمع می کرد. می گفت «حیفه اینا روی زمین بمونه ، باید علیه صاحباش به کار بره.»
- افسر رده بالای ارتش عراق بود. بیست روز پیش اسیر شده بود. با هیچ کدام از فرماندها حرف نمی زد. وقتی حسن آمد، تمام اطلاعاتی را که می خواستیم دو ساعته گرفت. بچه های به شوخی می گفتند « جادوش کردی؟» فقط لبخند می زد. می گفت « به فطرتش برگشت.»
- فرمانده یکی از لشکرهای ارتش بود. طرح های حسن را که می دید.می گفت« این باقری انگار چند سال دانشکده ی افسری بوده.طرح هاش کلاسیکه.حرف نداره.»
- زمین زیر گلوله های توپ می لرزید . رو به رو ؛ ردیف تانک های عراقی . گوشه ی خاکریز با چند تا بسیجی نشست دعای توسل خواند.
منطقه ی دشمنه ، تاریکه ، سی کیلومتر پیاده روی داره ، با همه ی موانع . اما بسیجی ها می رن . - امام صادق اشاره می کرد، اصحابش می رفتند توی تنور داغ . بسیجی ها هم این جوری اند . هر جا حرف بسیجی ها بود، می گفت «این ها پدیده ی جدید خلقتند .»
- عصر بود که از شناسایی آمد.انگار با خاک حمام کرده بود. از غذا پرسید. نداشتیم. یک از بچه ها تندی رفت ، از نزدیکی شهر چند سیخ کوبیده گرفت . کباب ها را که دید ، داد زد « این چیه ؟» زد زیر بشقاب و گفت« هرچی بسیجی ها خورده  ، از همون بیار. نیست، نون خشک بیار.»
- با این که بچه های شناسایی تی تیش مامانی نبودند، اما تاول پاها خیلی اذیتشان می کرد. حسن با سوزن تاول هاشان را ترکاند. گفت« باند پیچی کنید. شب دوباره باید برید شناسایی.»
- یک روز قبل از اذان صبح رفتم وضو بگیرم. دیدم تنهایی دستشویی های مقر را می شست. گاه هم ، دور از چشم همه ، حیاط را آب و جارو می زد.
- « نمی شه » تو کار نیارید. زمین باتلاقیه که باشه برید فکر کنید چه طور میشه ازش رد شد. هر کاری راهی داره.
- از پشت خط باید فرماندهی می کرد. اما قرار را که برده بود توی خط. بچه ها نرسیده بودند. پشت خاکریز ، یک گردان هم نمی شدیدم.هم با کلاش تیراندازی می کرد، هم با بی سیم حرف می زد.
- تانک های عراقی داشتند بچه ها را محاصره می کردند. وضع آن قدر خراب بود که نیروها به جای فرمانده لشکر مستقیما به حسن بی سیم می زدند. – همین الان راه می افتی، می ری طرف نیروهات ، یا شهید می شی یا با اونا برمی گردی. خیلی تند و محکم می گفت.- اگه نری باهات برخورد می کنم . به همه ی فرماده ها هم می گی آرپی جی بردارند مقاومت کنن. فرمان ده زنده ای که نیروهاش نباشن نمی خوام.
- عملیات رمضان تازه تمام شده بود. همه خسته بودند . حسن وسایلش را می گشت ؛ دنبال چیزی بود . گفتم « چی می خوایی؟» گفت « واکس . می خوام کفشامو واکس بزنم، باید بریم جلسه .»شهید باقری- باید می رفت تهران . فرمان ده ها جلسه داشند. خانمش را بردند بیمارستان. هرچه گفتم« بمان، امروز پدر می شی. شاید تو را خواستند.» گفت «خدایی که بچه داده،خودش هم کاراش رو انجام می ده.»
- داشتم براین نماز ظهر وضو می گرفتم، دست ی به شانه ام زد. سلام و علیک کردیم. نگاهی به آسمان کرد و گفت« علی ! حیفه تا موقعی که جنگه شهید نشیم. معلوم نیست بعد از جنگ وضع چی بشه. باید یه کاری بکنیم . » گفتم «مثلا چی کار کنیم؟» گفت « دوتا کار ؛ اول خلوص،دوم سعی و تلاش .»
- دیر می آمد ، زود می رفت  وقتی هم که می آمد چشم هاش کاسه ی خون بود . نرگس برای باباش ناز می کرد. تا دیر وقت نخوابید . گذاشتش روی پاش و بابایی خوند تا می خواست بگذاردش زمین ، گریه می کرد. هرچی اصرار کردم بچه رابده، نداد . پدر و دختر سیر هم دیگر را دیدن.
- فرمان ده های تیپ ها بودند؛ خرازی ، زین الدین ، بقایی و.... حرف های آخر را زدند و شب حمله مشخص شد. حسن شروع کرد به نوحه خواندن. وقتی گفت « شهادت از عسل شیرین ترست» هق هقش بلند شد. نشست روی زمین و زار زد. از اول روضه رفته بود سجده . کف سنگر سه تا پتو انداخته بودند. سر که برداشت از اشک ، تا پتوی سوم خیس شده بود.
- تا رکعت دوم با جماعت بود.نماز تمام شد، اما حسن هنوز وسط قنوت بود.

- روزهای آخر بیش تر کتاب « ارشاد » شیخ مفید را می خواند . به صفحات مقتل که می رسد، های های گریه می کرد. هرچه گفتند «تو هم بیا بریم دیدن امام» گفت « نه، بیام برم به امام بگم جنگ چی ؟ چی کار کردیم ؟ شما برید، من خودم تنها می رم شناسایی » گلوله ی توپ که خورد زمین ، حسن دستی به صورتش کشید . دو ساعتی که زنده بود، دائم ذکر می گفت. فکر نمی کردم که دیگه این صدا را نشنوم.
- بلند بلند گریه می کردند . دخترش را که آوردند، گریه ها بلند تر شد. شانه های فرمانده سپاه می لرزید. بازوش را گرفتم گفتم « شما با بقیه فرق دارین. صبور باشین.» طاقتش طاق شد . گفت «شما نمی دونین کی رو از دست دادیم. باقری امید ما بود، چشم دل وامید ما...
- برا دیدن سه تا از دستخط های شهید بزرگوار که از اسناد جنگ هم هست اینجا و اینجا و اینجا را کلیک کنین.
( شهدا شرمنده ایم )

حج ابراهیمی (بمناسبت ایام حج)

حج ابراهیمی
حج، نِماد امت اسلامى و آموزنده‏ى نوع رفتارى است كه اين امت بايد براى تأمين سعادت خود در پيش گيرد.

زمان و مکان تشکیل کلاس های آموزشی وبلاگ نویسی:

 

زمان و مکان تشکیل کلاس های آموزشی وبلاگ نویسی:

ردیف

روز و زمان برگزاری دوره آموزشی

دوره

جنسیت

ساعت شروع

محل برگزاری دوره

1

یک شنبه 16/8/89

متوسطه

دخترانه

8لغایت 11

مرکز تحقیقات معلمان

 ۲

زمان و مکان جلسه توجیهی دوم متعاقبا" از طریق وبلاگ اعلام خواهد شد

3

دو شنبه

17/8/89

متوسطه

پسرانه

14:30

بعد از ظهر

کانون هدایت

4

دو شنبه

24 /8/89

متوسطه

پسرانه

14:30

بعد از ظهر

کانون هدایت

زمان و مکان تشکیل کلاس ها ی آموزشی مطالعه و تحقیق:

 

زمان و مکان تشکیل کلاس ها ی آموزشی مطالعه و تحقیق:

ردیف

روز و زمان برگزاری دوره آموزشی

دوره

جنسیت

ساعت شروع

محل برگزاری دوره

1

چهارشنبه19/8/89            

متوسطه

دخترانه

14:30

کانون صدف

2

چهارشنبه 3/9/89

متوسطه

دخترانه

14:30

کانون صدف

3

پنج شنبه20/8/89

متوسطه

پسرانه

14:30

کانون هدایت

4

دوشنبه1/9/89

متوسطه

پسرانه

14:30

کانون هدایت

زمان و مکان تشکیل کلاس ها ی ادبی(شعر و داستان):

 

زمان و مکان تشکیل کلاس ها ی ادبی(شعر و داستان):

ردیف

روز و زمان برگزاری دوره آموزشی

دوره

جنسیت

ساعت شروع

محل برگزاری دوره

1

دوشنبه17/8/89            

راهنمایی و متوسطه

دخترانه

9 صبح

کانون صدف

2

دوشنبه 24/8/89

راهنمایی و متوسطه

دخترانه

9 صبح

کانون صدف

3

دوشنبه17/8/89            

راهنمایی و متوسطه

دخترانه

13:30

شهدای گز

4

دوشنبه 24/8/89

راهنمایی و متوسطه

دخترانه

13:30

شهدای گز

5

سه شنبه 18/8/89

راهنمایی و متوسطه

پسرانه

9 صبح

کانون هدایت

6

یک شنبه 30/8/89

راهنمایی و متوسطه

پسرانه

9 صبح

کانون هدایت

اصلاحیه زمان و مکان تشکیل کلاس ها ی توجیهی نشریه دیواری:

 

ردیف

روز و زمان برگزاری دوره آموزشی

دوره

جنسیت

ساعت شروع

محل برگزاری دوره

1

سه شنبه 18/8/89

راهنمایی

 متوسطه

دخترانه

راهنمایی:8:30

متوسطه:10 صبح

کانون صدف

2

سه شنبه 25/8/89

راهنمایی

 متوسطه

دخترانه

راهنمایی:8:30

متوسطه:10 صبح

کانون صدف

3

سه شنبه 18/8/89

راهنمایی

 متوسطه

دخترانه

راهنمایی:8:30

متوسطه:10 صبح

کانون شهدای گز

4

سه شنبه 25/8/89

راهنمایی

 متوسطه

دخترانه

راهنمایی:8:30

متوسطه:10 صبح

کانون شهدای گز

5

سه شنبه 2/9/89

راهنمایی

متوسطه

پسرانه

راهنمایی:8:30

متوسطه:10 صبح

کانون هدایت

6

سه شنبه

9 /9/89

راهنمایی

 متوسطه

پسرانه

راهنمایی:8:30

متوسطه:10 صبح

کانون هدایت

13 آبان :

روز دانش آموز و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان

 و روز جهانی مبارزه با استکبار گرامی باد

 

 

امروز روز من است ........

روز منی که وظیفه ام در این باغچه کوچک ،ولی پرگل ؛ یاد گرفتن دانش و اخلاق و رفتار نیکوست.

 

منی که قرار است آینده ساز جامعه خود باشم.

امروز روز شکفتن من ،در عرصه علم و ایمان است.

امروز روز من است ...........

 

روز ،روز دانش آموز است         روز خوب 13 آبان

روز وحدت ،روز پیروزی            در تمام پهنه ایمان  

          نوجوانان وطن آنروز           یک زبان فریاد سردادند

    از قفس مرغ رهایی را          بار دیگر بال و پر دادند

 

 

13 آبان

 

هفته تربیت را گرامی می داریم و آن را مفید می دانم و توصیه می کنم این هفته را هرچه پربارتر داشته باشیم

 

(مقام معظم رهبری)

 

 برگ زرین صفحات تاریخ انقلاب اسلامی نمایانگر شکوه عظمت و اقتدار ملتی است که در طول تاریخ در مقلبل ظلم ،ایستادگی و رشادت ورزیده و صحنه هایی از کرامت انسانی  را برای عبرت جهانیان آفرید.

 

اهداف هفته تربیت:

 

1-ارتقاء و رشد اعتقادی و دینی دانش آموزان

2-تبعیت از اوامر ولی امر مسلمین و پرورش روحیه ی ولایت پذیری در دانش اموزان میهن اسلامی

3-آشنایی دانش آموزان با اوضاع سیاسی و اجتماعی  وتاریخ سراسر مبارزه ی انقلاب اسلامی

4-فراهم سازی مشارکت جمعی دانش آموزان در برنامه های پیش بینی شده ی امور تربیتی

5-مقاوم سازی فکر و ذهن دانش آموزان در مبارزه با تهاجم فرهنگی دشمن

6-فراهم سازی زمکینه های استکبار ستیزی به ویژه پرورش تنفر از آمریکا

7-آشنا سازی دانش آموزان با ابعاد مختلف  تربیت در زمینه های فردی ،اجتماعی ،بهداشتی ،هنری،فرهنگی،ورزشی و غیره...

 

 

دحوالارض  25 ذیقعده)

آغاز روز دحوالارض (گسترش زمین)

ویژگی ها

روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است. در شب این روز نیز بر اساس روایتی از امام هشتم علیه السلام حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام به دنیا آمده اند. همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده است. نیز روز دحوالارض، جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد.

معنای دحوالارض

«دَحو» به معنای گسترش است و بعضی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند. منظور از دحوالارض (گسترده شدن زمین) این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب های حاصل از باران های سیلابیِ نخستین فراگرفته بود. این آب ها، به تدریج در گودال های زمین جای گرفتند و خشکی ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده تر شدند. از طرف دیگر، زمین در آغاز به صورت پستی ها و بلندی ها یا شیب های تند و غیرقابل سکونت بود. بعدها باران های سیلابی مداوم باریدند، ارتفاعات زمین را شستند و دره ها گستردند. اندک اندک زمین هایِ مسطح و قابل استفاده برای زندگی انسان و کشت و زرع به وجود آمد. مجموع این گسترده شدن، «دَحو الارض» نام گذاری می شود.

برنامه های معنوی

زمین، گاهواره زندگی انسان و تمام موجوداتِ زنده است، که با تمام کوه ها، دریاها، درّه ها، جنگل ها، چشمه ها، رودخانه ها، معادن و منابع گران بهایش، نشانه ای از نشانه های آفریدگار به شمار می آید که آن را گسترانیده است. روز دحوالارض ـ روز گسترش زمین ـ روز بسیار مبارکی است و آداب و اعمال ویژه ای دارد؛ از جمله:

1. روزه داشتن که ثواب هفتاد سال عبادت را دارد.

2. احیا و شب زنده داری شب دحوالارض که برابر با یک سال عبادت است.

3. ذکر و دعا.

4. انجام غسل به نیت روزِ دحوالارض و نماز مخصوص آن.

دحوالارض در قرآن

در قرآن کریم به دحوالارض اشاره شده است. خداوند در آیه 30 سوره نازعات می فرماید: «و زمین را بعد از آن (آفرینش آسمان و زمین) گسترش داد». بر اساس نظر بیشتر مفسران، منظور از «دَحیها» در این آیه، همان دحوالارض است.

دعای روز دحوالأرض

یکی از برنامه های پیشنهادی در روز مبارک گسترده شدن زمین، خواندن دعای ویژه این روز است. در بخشی از این دعا، به مسئله دحوالأرض چنین اشاره شده است: «ای خدایی که خانه کعبه را گسترانیدی و دانه را شکافتی و سختی را برطرف ساختی، از تو می خواهم در این روز از روزهایت که حق آن را بزرگ نمودی، هر گرفتاری و مشکلی را برطرف سازی».

سرود مرگ بر آمریکا

دانلود سرود مرگ بر آمریکا

انتخابات شورای دانش آموزی

انتخابات

 

  انتخابات شوراهای دانش آموزی در کلیه مدارس سه دوره تحصیلی در روز دوشنبه مورخ ۳/۸/۱۳۸9ساعت 9صبح برای مدارس نوبت صبح وساعت ۱۴برای مدارس نوبت بعداز ظهر برگزار گردید .از این انتخابات فرماندار،ُ معاون شهردار ،مسئول مرکز رفاهی تفریحی شهرداری،اعضای شورای اسلامی شهر ، مدیر ومعاونین مدیریت به همراه کارشناسان مدیریت بازدید بعمل آوردند.

 

خاطرات مقام معظم رهبری از امام

 من به فدای شما...

آنچه در پی می‌آید یكی از خاطرات آیت‌الله خامنه‌ای از امام خمینی (ره) است كه پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آن را منتشر کرد :
 حضرت امام
معنويت مردم و خانواده‌ى شهدا و اخلاص رزمندگان در جبهه‌ها، امام را به هيجان مى‌آورد. من چند بار گريه‌ى امام را - نه فقط به هنگام روضه و ذكر مصيبت - ديده بودم. هر دفعه كه راجع به فداكاريهاى مردم با امام صحبت مى‌كرديم، ايشان به هيجان مى‌آمدند و متأثر مى‌شدند. مثلاً موقعى كه در محل نماز جمعه‌ى تهران، قلكهاى اهدايى بچه‌ها به جبهه را شكسته بودند و كوهى از پول درست شده بود، امام(ره) در بيمارستان با مشاهده‌ى اين صحنه از تلويزيون متأثر شدند و به من كه در خدمتشان بودم، گفتند: ديدى اين بچه‌ها چه كردند؟ در آن لحظه مشاهده كردم كه چشمهايشان پُر از اشك شده است و گريه مى‌كنند.
بار ديگر موقعى گريه‌ى امام را ديدم كه سخن مادر شهيدى را براى ايشان بازگو كردم: در شهرى سخنرانى داشتم. بعد از پايان سخنرانى، همين كه خواستم سوار ماشين شوم، ديدم خانمى پشت سر پاسدارها خطاب به من حرف مى‌زند. گفتم راه را باز كنيد، تا ببينم اين خانم چه‌كار دارد. جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگوييد بچه‌ام اسير دست دشمن بود و اخيراً مطلع شدم كه او را شهيد كرده‌اند. به امام بگوييد فداى سرتان، شما زنده باشيد؛ من حاضرم بچه‌هاى ديگرم نيز در راه شما شهيد شوند.
من به تهران آمدم، خدمت امام رسيدم، ولى فراموش كردم اين پيغام را به ايشان بگويم. بعد كه بيرون آمدم، سفارش آن مادر شهيد به ذهنم آمد. برگشتم و مجدداً خدمت امام رسيدم و آنچه را كه آن خانم گفته بود، براى ايشان نقل كردم. بلافاصله ديدم آن‌چنان چهره‌ى امام درهم رفت و آن‌چنان اشك از چشم ايشان فرو ريخت، كه قلب من را سخت فشرد.

حدیث

از حكمتهاى امام صادق «عليه السلام»:
لا تَعدُن مصيبةً اعطيت عليها الصبر واستوجبت عليها من الله ثواباً بمصيبةٍ انما المصيبةُ اَن يَحْرُمَ صاحِبَها أجرَها وثوابَها اذا لم يَصبر عندَ نزولِها
مصيبت واقعى، آن است كه انسان در هنگام بروز حوادث ناگوار و سخت، تاب و تحمل خود را از دست داده و ناشكرى از خود نشان دهد، كه در نتيجه از اجر و ثواب آن مصيبت، محروم شود.

هشتم ابان روز بسیج دانش اموزی

هشتم ابانماه (شهادت بسیجی ۱۳ ساله شهید محمدحسین فهمیده) روز بسیج دانش اموزی بر عموم دانش اموزان بسیجی مبارکباد
 

حدیث هفته

  لقمان به فرزندش گفت:

فرزند عزیز، من چهارصد پیغمبر را خدمت کردم، چهار جمله آموختم و به تو ياد می‌دهم:
1) وارد منزل مردم كه می‌شوی مشغول صاحب‌خانه باش نه چیز دیگر. یعنی به زندگی مردم توجه نداشته باش که سبب هر بدبختی است.

2) سر سفره‌اي که وارد می‌شوی ببین چه می‌خوری (از نظر پاک و حلال بودن) و چقدر باید بخوری.

 3) مشغول نماز که می‌شوی با حضور قلب باش، ببین مقابل چه کسی ایستاده‌اي و سخن می‌گویی.

 4) در میان مردم که وارد می‌شوی اگر می‌توانی خوب و درست سخن بگو که باعث ناراحتی و اذیت کسی نشود و گرنه دهان خود را ببند.