EQ
بالا بردن EQ
IQ به ما مي گويد: چه کار, مي توانيم ,انجام دهيم. اما EQ به ما مي گويد: چه کاري را, بايد انجام دهيم.وبهترين عمل و عکس العمل در مواجه با مسائل چه مي تواند باشد.
فرق اين دو در اين است.
مثال : ما خيلي راحت ميتوانيم حقوقمان را خرج کنيم ,وبه خواسته هاي دلمان برسيم (مگر دنيا چند روزاست!!...,)بدون در نظر داشتن عواقب آن:بي پولي آخر ماه.,دست دراز کردن جلو ديگران (وپل زدن براي اينکه آبرو از روي آن ردشود!.)درمانده شدن به هنگام بروز اتفاقات غير منتظره....
يا مثالي ديگر:گذراندن وقت هر طور که دلمان مي خواهد (که اگر IQ بالايي هم داشته باشيم )چه بهتر ! تفريحاتي را شکل مي دهيم که حسا بي لذت ببريم .تفريح اصلا مضموم نيست .اما بالاخره اين تفريحات خرج دارند امکانات نياز دارند اينجاست که EQ وارد ميشود و مي گويد بايد برنامه ريزي کرد :زماني براي تحصيل ,زماني براي کار و اوقاتي هم صرف تفريح .آيا اين بهتر نيست؟
با برنامه ريزي در هر زمينه اي آرامش واطمينان خاطر را به خودمان هديه مي دهيم و از استرسهامي کاهيم.
و اما از بعدديگر , کنترل احساسات, به مسئله نگاه کنيم:
اگر کنترل احساساتمان را در دست بگيريم ,زود از کوره در نرويم , هر چه ديديم همان لحظه نخواهيم که بدستش بياوريم (شايد آن يک نياز کاذب و زود گذر باشد).اگر دلخوريم و دلتنگيم سفره دلمان را پيش هر کسي باز نکنيم.که حتما تجربه کرده ايم که ديري نمي پايد که پشيمان مي شويم.معصوم (ع) مي فرمايند:تا سخن را نگفته اي آن در بند توست وچون گفته شود تو در بند آني.
,ويا اينکه اگر به هنگام گرفتاري مصيبت ويا بر خورد با هر مشکلي دنبال آسان ترين مسکن نباشيم....وچه بسيارند که اينچنين به دام اعتياد و...گرفتار شدند
ما بعنوان والدين وظيفه داريم صبر ,آينده نگري وکنترل احساسات را به فرزندمان بياموزيم وبا تمرينات عملي او را براي کسب موفقيت ها آماده کنيم.
شايد , نه!حتما از همان دوره نوزادي به فکر باشيم ودر مواجه با گريه او عاقلانه رفتار کنم نه احساسي.فکر نکنيم او نمي فهمد حتي در اين دوره هم او ميداند چگونه به خواسته اش برسد و اگر عادت کند با گريه جلب توجه کند بدانيم که بايد در برخوردمان تجديد نظر کنيم !
زماني که اسباب بازي را شناخت به او بياموزيم که به داشته اش قانع باشدو چشم به وسايل ديگران نداشته باشد.
به او راه درست خرج کردن پول توجيبيش را آموزش دهيم....
دقت در چگونگی برخورد با این مسائل بسیار ساده وشکل دادن برخورد صحیح وعاقلانه همه وهمه موجب رشد هوش هیجانی میشود.
وبدانيم که براي کسب موفقيت در هر زماني ودر هر دوره اي از زندگي بايد وقت ,صرف مطالعه و تحقيق نمائيم و در مورد بچه ها اگر امروز وقت کم گذاريم مطمئن باشيم فردا بايد اين وقت وهزينه را پرداخت کنيم .و اين کجا و آن کجا !!!
IQ موفقیت سازتر است یا EQ؟
اکثریت ما باIQ, Intelligence Quotient(هوش شناختی ,ضریب هوشی) اشنا هستیم اما شاید باور نداشته باشیم که انچه سبب موفقیت در هر زمینه ای میشود چیزی مهمتر ازIQ است, وآن چیزی نیست, مگرEQ ,Emotional Quotient(هوش هیجانی).
هوش هیجانی یعنی توانایی کنترل خویش مدیریت داشتن بر رفتار, گفتار وکردار خویش.
طی یک تحقیق در یک مدرسه ازمایشی صورت گرفت:به بچه ها گفته شد قرار است بین آنها کیک توزیع شود.هر کسی الان کیک میخواهد 1 کیک دریافت می کند!
هرکه صبر کند تا زنگ تفریح 2 کیک وآنهایی که تا پایان ساعت مدرسه صبر کنند 3 کیک میگیرند....!
25 سال این دانش آموزان تحت نظر بودندوآنهایی که 3 کیک گرفته بودند همه به پستهای بالا و موفقیت دست یافتند.
واین نشان میدهد دست یافتن به موفقیت ویک زندگی ایده ال تنها مستلزم داشتن هوش زیاد یا حتی گذراندن مراحل تحصیلی بالا نیست.
اگر به فرزندانمان بیاموزیم که چگونه در شرایط مختلف آرام وصبور باشند چطور احساساتشان را کنترل کنند وخوب بیاندیشند وبا توجه به تمام جوانب تصمیم بگیرند مطمئن باشیم آینده درخشانی در انتظارشان است.
در اخر اینکه به خاطر داشته باشیم که بر خلاف IQ, EQ قابل تغییر است پس وای بر ما اگر در راه بالابردن ان کوتاهی کنیم.
البته این گفتار تنها یاداوری بود وبس ...