مقام معظم رهبري از همان سال هاي پس از جنگ هشدار هاي متعددي در مورد تجهيز جبهه دشمن براي ضربه زدن در عرصه فرهنگي داشتند که معمولا با سردي و بي محلي برخي نخبگان و فعالان عرصه فرهنگي مواجه مي شد. اما طي چند سال اخير تيرهاي اين جنگ بر همگان نمايان تر شده و طرح هايي همچون مهندسي فرهنگي براي ساخت جبهه فرهنگي مطرح شده است. در ادامه به صحبت‌هايي از ايشان در مورد جنگ نرم در ماه هاي اخير مي‌پردازيم.

مقدمه اول: «وقتي انسان، تجهيز، صف آرايي، دهانهاي با حقد و غضب گشوده شده و دندانهاي با غيظ فشرده شده عليه انقلاب، امام خميني و آرمانهاي نظام اسلامي را مي بيند وجود اين جنگ نرم را باور مي کند هرچند ممکن است عده‌اي اينها را نبينند.»(بيانات در ديدار اهل هنر، 14 شهريور 1388)

مقدمه دوم: «امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يک جنگ عظيمى مواجه است، ليکن جنگ نرم - که ديدم همين تعبير «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به اين نکات توجه داريد؛ اين خيلى براى ما مايه‏ى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه کسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فکرى‏اند. (بيانات در ديدار دانشجويان، 4 شهريور 1388)

مقدمه سوم: «در اين جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان اين جبهه‏ايد. نگفتيم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگويند پيش، برود جلو؛ عقب بيا، بيايد عقب. يعنى سرباز هيچگونه از خودش تصميم‏گيرى و اراده ندارد و بايد هر چه فرمانده ميگويد، عمل کند. نگفتيم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‏ها و يگانهاى بزرگ، چون آنها طراحى‏هاى کلان را ميکنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل ميکند، هم صحنه را درست مى‏بينيد؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مى‏آزمايد. لذا اينها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش اين است. حقيقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مى‏بينند، در چهارچوب هم کار مي‌کنند.» (بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه ها، 8 شهريور 1388)

مقدمه چهارم: «اينى که چه کار بايد بکنيد، چه جورى بايد عمل کنيد، چه جورى بايد تبيين کنيد، اينها چيزهائى نيست که من بيايم فهرست کنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها کارهائى است که خود شماها بايد در مجامع اصلى‏تان، فکرى‏تان، در اتاقهاى فکرتان بنشينيد، راهکارها را پيدا کنيد؛ ليکن هدف مشخص است: هدف، دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى است در مقابله‏ى با يک حرکت همه‏جانبه‏ى متکى به زور و تزوير و پول و امکانات عظيم پيشرفته‏ى علمىِ رسانه‏اى. بايد با اين جريان شيطانىِ خطرناک مقابله شود.»(بيانات در ديدار دانشجويان، 4 شهريور 1388)

مقدمه پنجم: «اگر در زمينه‏هاى مسائل اجتماعى، مسائل سياسى، مسائل کشور، آن چيزهائى که به چشم باز، به بصيرت کافى احتياج دارد، جوان دانشجوى ما، افسر جوان است، شما که استاد او هستيد، رتبه‏ى بالاترِ افسر جوانيد؛ شما فرمانده‏اى هستيد که بايد مسائل کلان را ببينيد؛ دشمن را درست شناسائى بکنيد؛ هدفهاى دشمن را کشف بکنيد؛ احياناً به قرارگاه‏هاى دشمن، آنچنانى که خود او نداند، سر بکشيد و بر اساس او، طراحى کلان بکنيد و در اين طراحى کلان، حرکت کنيد.»(بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه ها، 8 شهريور 1388)


مقدمه ششم: «در اين جنگ نرم وظيفه مجموعه فرهنگي اين است که هنر را تمام عيار و با قالبي مناسب به ميدان آورد تا اثرگذار شود.» (بيانات در ديدار اهل هنر، 14 شهريور 1388)

مقدمه هفتم: «حالا شما جوانانى که گفتيم افسران جوان مقابله‏ى با جنگ نرم هستيد، از من نپرسيد که نقش ما دانشجويان در تخريب مسجد ضرار کنونى چيست؛ خوب، خودتان بگرديد نقش را پيدا کنيد. يا مقابله‏ى با نفاق جديد، يا تعريف عدالت.» (بيانات در ديدار دانشجويان، 4 شهريور 1388)

سوالي که با توجه به اين مقدمات بوجود مي آيد اينست که با توجه به اين مقدمات نقش ما در اين جنگ نرم چيست؟